نظير آنچه كه در همدان ترتيب داده بود ، به يارى حاج بابا خان در اردبيل فراهم گردد .
از اين تاريخ روابط حاج بابا خان با مركز بهتر گرديد و وضع او رو بخوشى گذاشت اما حيف كه اين خوشى ديرى نپائيد و بفاصلهء 20 روز خبر انتصاب مجدد امير السلطنه بحكومت اردبيل رسيد و با توطئهء او اين مرد دلاور ناجوانمردانه دستگير و مقتول گرديد .
ورود بصير السلطنه باردبيل
گفتيم كه وقتى بصير السلطنه بحكومت اردبيل منصوب شد به علت واقعهء كودتا ، عشاير اردبيل شروع باغتشاشاتى كردند و در اطراف شهر ناامنىهائى بوجود آوردند . اين بود كه بصير السلطنه در سراب توقف كرد و با وجود آنكه جمعى از معاريف شهر بدانجا رفته و براى آسايش عموم ، آمدن او را لازم دانستند او ، كه مرد كاردان و دورانديشى بود ، همچنان در آنجا ماند و ميرزا عليخان امير تومان را نايب الحكومهء اردبيل نمود .
در اين زمان احمد خان قوجهبيگلو در اطراف شهر شرارت ميكرد و بچپاولگرى اشتغال داشت . روزى كسان امير تومان او را در شهر ديدند و نايب الحكومه را از آمدن او به شهر مطلع ساختند . امير تومان دستور دستگيرى و توقيف داد و احمد خان در قلعه زندانى گرديد . قوجهبيگلوها كه از بزرگترين و ماجراجوترين طوايف شاهسون بودند پيغامى بامير دادند و استخلاص احمد خان را خواستار شده تهديد كردند ، كه اگر از آزادى او خوددارى شود ، آنها به شهر خواهند ريخت و او را كشيده با خود خواهند برد .
امير تومان موضوع را با حاج بابا خان در ميان گذاشت و حاج بابا خان بكسان قوجهبيگلوها گفت كه در آنصورت كشتهء احمد خان را خواهند برد . اين خبر ، ورد سه پيشنهادى كه رؤساى عشاير بحاج بابا خان نموده و از او جواب رد شنيده بودند ، در سراب به بصير السلطنه رسيد و او را نسبت بوى علاقمند گردانيد . تا جائى كه از آنجا حكمى براى حاج بابا خان فرستاد و او را فرمانده رسمى پنجاه مجاهد دولتى قرار داد و مقررى ماهانه نيز براى آنها تعيين نمود . امتياز مهم اين حكم آن بود كه بعد از وقايع