تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
مردم احترامى يافت و برخى بخاطر اين اقدام از او به نيكى ياد نمودند .

شيوع حصبه و تلفات سنگين آن

ولى هنوز مردم از بلاى قحطى به كلى رهائى نيافته بودند كه بلاى ديگرى بنام حصبه بر آنها نازل شد . حصبه را امروز ، كه كلمات خارجى در ايران كم‌وبيش متداول شده ، « پاراتيفوئيد » ميگويند « 1 » و يك بيمارى واگيردارى است كه محل نشوونماى ميكروبهايش جهاز هاضمه يا دستگاه گوارشى ، بخصوص روده‌ها مىباشد و از راه آب و ظروف آلوده به آب دهن بيمار و نيز از راه مدفوع وى سرايت مينمايد . اين مرض در قديم كه داروهاى « آنتى بيوتيك » كشف نشده بود مبتلايان را بمرگ تهديد مينمود . در دوران بحران اين بيمارى ، كه با تب سختى همراه بود ، مريض بهيچ‌چيز اشتها نداشت ولى وقتى دورهء نقاهت و ضعف شروع ميشد از آنجهة كه نيروى بدن بتحليل رفته و از طرفى روده‌هاى بيمار نيز حالت زخمى داشت غذاى او مستلزم مراقبت كامل بود و ميبايست كه با مواد كم‌حجم و مقوى و نرم تغذيه گردد . مردم بلاديدهء اردبيل تازه از مجاعه و گرسنگى رهائى مييافتند و چون ماهها و حتى سالها غذاى كافى نخورده بودند نيروى بدنى همهء آنها بتحليل رفته و استخوان و پوستى باقى مانده بودند . با اين وضع ابتلاى بدين مرض آنها را به كلى از پاى درآورد و كمتر مبتلائى ديده شد كه از آن بيمارى جان سالم بدر برد و اين ناخوشى « . . . چنان تلفات وارد ساخت از مرض و با مدهش‌تر بود » « 2 » . بديهى است چون دنيا گرفتار جنگ بود دواجات مورد احتياج نيز كمياب و بهاى آنها بسيار گران بود و يك نسخهء سادهء پزشك كمتر از سه چهار تومان تمام نميشد زيرا مثلا فلوس كه يك دواى علفى پيش‌پاافتاده بود در آن ايام مثقالى ( تقريبا 7 / 4 گرم ) به هشت قران فروخته ميشد .
هامش
( 1 ) - نوع ديگرى از اين مرض كه در قديم « محرقه » ميگفتند امروز تيفوئيد خوانده مىشود حال آنكه « مطبقه » را كه شديدتر بود تيفوس ميگويند . ( 2 ) - عبارت مرحوم محسنى در صفحه 309 يادداشتهايش .