اين قحطى از اوايل سال 1324 قمرى ( بهار 1285 خورشيدى ) در بيشتر نقاط آذربايجان ظاهر شد و قيمت گندم يكمن به 5 / 4 قران رسيد . گرانى قيمت از يكطرف و خالى بودن زمينه از طرف ديگر ، بشدت هستى مردم را ، بخصوص در اوايل سال 1325 قمرى ، تهديد نمود در اين موقع بپايمردى تجار ، بخصوص بهمت كسانى مثل شادروانان حاج ميرزا محمد برادر آقا ميرزا على اكبر ، حاج محمد جعفر صراف ، و اسماعيل بيگ شيروانى ، از روسيه آرد زيادى وارد گرديد و شهر از يك مجاعهء بزرگ رهائى يافت . اين سال در اردبيل بنام « جفتهئيلى » يعنى سال جفته معروف شد زيرا علامتى كه بر روى كيسههاى آردهاى وارده زده شده بود به شكل « جفت » يا جفته بود .
بزعم بعضى چون صفرهائيكه به حرف روسى براى نماياندن درجهء خوبى و متوسط بودن آردها بر روى كيسهها بود مثل حلقههاى چفت به نظر ميآمد آن آردها را بنام آرد جفته و آن سال را جفتهئيلى ناميدند ، در حالى كه برخى از تجار قديم جفته را نام محل غلهخيزى در قفقازيه ميدانند و چون آرد و گندمى كه در آن سال باردبيل مى - آوردند از آن محل بوده است لذا عنوان جفته به آنها داده شده است « 1 » .
از نوشتههاى محسنى چنين برميآيد كه ابتدا آرد جيرهبندى شد و شادروان مير - محمود محمدزاده براى توزيع و نظارت در پخت آن از طرف انجمن انتخاب گرديد ولى بعدها ، كه اغلب بازرگانان اردبيل بوارد كردن آرد مبادرت كردند ، اين محدوديت از بين رفت . در اين سال اردبيليان از بيمارى طاعون نيز به سختى در بيم بودند زيرا اين مرض در شرق ايران ، بخصوص منطقهء سيستان كشتار بزرگى نمود و جمع كثيرى از مردم را به هلاكت رسانيد .
انجمن حيدريها
آقا ميرزا على اكبر ، بطوريكه گفتهايم از قسمت نعمتى بود .
پيشوائى او براى تشكيل اين انجمن بر حيدريها گران آمد بخصوص كسانى كه با وى طرفيت و رقابت داشتند از اين امر مكدر گشتند و بهم چشمى با نعمتىها ، مقدمات تأسيس انجمن ديگرى را در آن
هامش
( 1 ) - اين تعبير از آقاى حاج على نجات مىباشد ،