فصل دوم آغاز مشروطيت
آغاز نهضت مشروطيت
سير وقايع ما را بسال 1324 قمرى مىرساند ، سالى كه نهضت مشروطيت در ايران باوج خود رسيد و سرانجام بصدور فرمان تأسيس دار الشورى پايان يافت . در اين ايام فرصت مناسب براى فعاليتهاى آزاديخواهانهء روشنفكران اردبيل بدست آمد و كسانى كه سالهاى ممتدى در آرزوى آزادى بودند مجالى براى ابراز نظريات خود و تنوير افكار ديگران يافتند .
امروز كه تعليم و تربيت توسعه يافته و مدارس ابتدائى و متوسطه و عالى ، بتناسب امكانات و احتياجات ، در هر گوشهاى از كشور بوجود آمده است روشنفكر را بدانشجويان دانشگاهها و فارغ التحصيلهاى آنها اطلاق مينمايند ولى در آن عهد كه موضوع صحبت ماست از اين مؤسسات تربيتى خبرى نبود و تيپ روشنفكر غالبا از تجار و بازرگانان و علما تشكيل مىيافت ، و چون اردبيل در بازرگانى آن روز ايران مركزيت و مقام شامخى داشت ، از اينرو روشفكران زيادى در آنجا به چشم مىخورد .
براى خوانندگان دانشمند نيازى بدين توضيح نيست كه چون نهضت مشروطيت ايران سالها قبل از احداث راه آهن جلفا - تبريز اتفاق افتاد و در آن زمان هنوز بين بندر پهلوى و غازيان نيز پلهاى كنونى بنا نشده بود و نيز جادهء شوسهاى كه در سواحل شمال موجود است وجود نداشت از اينرو آستارا از بنادر مهم درياى خزر بشمار ميآمد و با يك شاهراه بالنسبه وسيعى ، بنام « طريق مظفرى » به اردبيل اتصال داشت .
امتعهء تجارتى بوسيلهء كشتى در آستارا ، كه پيش بندر اردبيل حساب ميشد ، خالى ميگشت و بوسيلهء قافلههاى شتر ، كه گاهى تعداد آنها بهزار نفر ميرسيد ، باردبيل حمل ميشد و از اين طريق بنقاط ديگر ايران توزيع ميگشت .
صادرات مناطق مختلف نيز به همين ترتيب به اردبيل وارد و از طريق آستارا به - بازارهاى خارج ارسال ميگرديد . تجارى كه همراه مال التجارهء خود از نقاط مختلف ايران ، يا بلاد خارج ، به اين شهر ميآمدند آخرين اخبار را با خود همراه داشتند و