روضهء شهزاده ابراهيم باشد كز ازل * پايهء ايوان وى آمد فراز لا مكان
زادهء شاه خراسان قرة العين بتول * پور حيدر پارهء قلب رسول انس و جان
آنكه گويد آستانش را ملك دار السرور * آنكه جويد بارگاهش را فلك دار المكان
از ظهور مرقدش ملك خبوشان را سزد * گر نمايد فخر تا محشر به فردوس و جنان
مام پاك ايلخانى بانوى كيوان خدم * آنكه بىشبه و نظير آمد ز ابناى زمان
سارهء فرخنده عهد و مريم بلقيس مهد * آفتاب عصمت و عفت . . .
اختر رخشنده و مهر سپهرى سرورى * كز جلالت پاى نگذارد به فرق فرقدان
تا بماند در جهان باقى از او نام نكو * تا نماند خدمتى در اين مبارك آستان
خواست از هر ملك بنّايان و نقّاشان خاص * بهر اين گلدسته و ايوان براى امتحان
سيم و زر چندان بپاشيد از پى بنياد وى * كز جهان بركنده شد بنياد گنج شايگان
بس كه شد نغز و بديع و محكم و خوب و رفيع * عاجز آمد از خيالش طاير وهم و گمان
زيبد اين ايوان كيوان رتبه را گويند عرش * وندرين گلدستهها جبريل برآيد از آن
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 50
مساهمون: رمضانعلى شاكرى
ص٥٠