تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
املاكش ماند و به اين طرف و آن طرف دوندگى كرد ولى كارش به جايى نرسيد . عاقبت پس از چند ماه توقف در مركز به باخرز مراجعت نموده و در آنجا كشته شد . » « 1 » سيد على ميرنيا در يادداشتهاى خود تحت عنوان گوشه‌اى از تاريخ قرون اخير يا استانداران خراسان مىنويسد : « صولت السلطنه در پاييز سال 1322 ش . در احمدآباد تربت جام بوده و ستوان يكم جمتاش مأمور جلب وى به مشهد مىشود ، ولى صولت بنا به تحريك اطرافيانش وى را با اسلحهء كمرى تهديد مىكند . جمتاش از سوى اطرافيان صولت ، هدف گلوله قرار مىگيرد و متقابلا به طرف صولت شليك مىكند . در نتيجه صولت و جمتاش هر دو بر زمين مىغلتند و ژاندارمها هر دو را با ماشين ژاندارمرى به طرف مشهد حركت مىدهند . صولت در دم جان مىسپارد و ستوان جمتاش هم در تربت جام مىميرد و بدين وسيله غائلهء صولت پايان مىيابد و جنازه جمتاش را در مشهد با تشريفات نظامى به خاك مىسپارند . فرج اللّه بيچرانلو هم پس از دستگير شدن از طرف قواى دولتى روانهء تهران مىگردد و سالها در زندان مىماند تا درمىگذرد . بعد از قضيهء فرج ، قوچان همچنان در اشغال قواى روس بود . ساختمانهاى مهم و باغهاى اطراف شهر در تصرف نيروهاى روس قرار گرفته بود . ورود و خروج در شهر با مراقبت شديد مأموران شوروى انجام مىگرفت . رفته‌رفته دخالت مأموران روسى در امور داخلى شهر و حتى انتخابات انجمن ايالتى و ولايتى و تعيين نمايندهء مجلس شوراى ملى به چشم مىخورد . از آن طرف ، خواربار و بخصوص گندم و گوسفند با پول ايرانى خريدارى و بدون تشريفات ادارى و گمركى از قوچان به روسيه فرستاده مىشد . مردم قوچان سخت خشمگين و ناراحت بودند و با نگرانى بسيار روزگار مىگذرانيدند . مجالس دينى و روضه‌خوانى كه قبل از واقعهء شهريور 1320 ممنوع بود مجددا داير گرديد . زنها با چادر و حجاب رفت‌وآمد مىكردند و مأموران شهربانى كه قبلا با شدت ، مانع داشتن حجاب مىشدند و حتى زنهاى محجّبه را در خيابانها تعقيب مىكردند ديگر متعرض كسى نمىشدند . كارمندان ادارات دولتى كه تا اين زمان داراى لباس
هامش
( 1 ) . اديب هروى ، محمد حسن . الحديقة الرضويه ، ص 320 .
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 199 | رمضانعلى شاكرى