تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
صولت السلطنه هزاره‌اى همدست شده و در اطراف باجگيران و شيروان بر دولت وقت ياغى گرديده ، در شهر شنيده شد و زد و خورد وى با امير حسين خان نگهبان مقيم شيروان موجب اضطراب اهالى گرديد . به قرار بعضى از اقوال ، فرج اللّه خان و على خان بيچرانلو كه از خوانين سرحدى بودند در زمان رضا شاه ، اغلب زندان بوده يا مورد تعقيب و تبعيد قرار مىگرفتند و با رسيدن واقعهء شهريور 1320 به عنوان دادخواهى دست به اعتراض زدند . فرج بيگ ، پاسگاههاى ژاندارمرى آن حدود را خلع سلاح كرد و قصد حمله به قوچان را داشت . در اين مدت ارتباط آن حدود قطع گرديده و حفظ نظم دهات و بخشهاى آن منطقه از دست دولت خارج شده بود . قوچان در اين موقع يك دسته ژاندارم ( امنيه ) بيشتر نداشت و تجهيزات اين دسته منحصر به يك دستگاه مسلسل ( شصت تير ) سنگين بود كه براى محافظت شهر ، بالاى ساختمان سيلوى گندم ادارهء دارايى قرار داده بودند . شهر هر روز مورد تهديد سواران فرج بيگ قرار مىگرفت و متعاقب آن اضطراب و ناامنى در شهر بيشتر مىشد . از طرف دولت ، يك تيپ سرباز به فرماندهى سرتيپ نخجوان براى دفع فرج بيگ مأمور شدند و در ساعت پنج بعد از ظهر روز دوم اسفند 1322 با دو عراده توپ و دو تانك و زره‌پوش وارد قوچان شد و مورد استقبال مردم قرار گرفت . شنيده شد كه فرج بيگ در نزديكيهاى شهر بوده و اطرافيان او هم مضطرب هستند . از طرف فرمانده تيپ نامه‌اى به فرج نوشته شد . اين نامه مؤثر واقع گرديد و روز سوم اسفند 1322 ، فرج بيگ در قوچان تسليم شد و اظهار خدمتگزارى كرد و با اين اقدام ، غائله و طغيان فرج اللّه بيچرانلو در قوچان خاتمه يافت . پس از پايان اين غائله ، همان تيپ ، دو تانك را با كمك و راهنمايى مأموران انتظامى محل و تاج محمد خان بهادرى ، براى محاصره و تعقيب صولت ( محمد يوسف هزاره‌اى ملقب به صولت السلطنه ) ، هم‌پيمان فرج كه در كلات تحصن كرده بود ، از راه درگز به كلات اعزام داشت . « پس از زد و خورد و كشته شدن عده‌اى از افراد نظامى و غير نظامى ، صولت در فروردين‌ماه 1322 ، تسليم و روانهء تهران گرديد . وى در تهران براى استرداد
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 198 | رمضانعلى شاكرى