ما و ناموس ما فحش مىدهند و ناسزا مىگويند . آخر غيرت و ناموس پرستى ما كجا رفته ؟ فرضا چند سال ديگر هم عمر كردى ، با اين اهانت - عمر براى ما اكراد و خانواده ما چه فايدهاى دارد . باز تكرار مىكند كه خان جان فرضا چند سال ديگر هم عمر كردى و مورد توهين اين افراد قرار گرفتى ، چه فايدهاى دارد ؟ فرج اللّه خان سخت ناراحت مىشود و مىگويد پس اسلحهها كجاست ؟ قورخو فورا ، به همراه يك نفر از نوكران فرج اللّه خان برمىگردد اسلحهء ژاندارمها را آورده و تحويل مىدهد . فرج اللّه خان به همراه « قورخو » و چند نفر از اكراد و نوكران خود به طرف ادارهء ژاندارمرى شيروان مىرود و ژاندارمرى شيروان را خلع سلاح كرده با اسلحهء بيشتر و نفرات زيادترى عازم قوچان مىشوند ، نزديك قوچان بدون اينكه وارد شهر شوند از كنار رود اترك مخفيانه روى پشتبام كاروانسرا ، جنب باغ ملى فعلى قوچان كه در آن موقع محل ژاندارمرى قوچان بود ، مىروند . فرج اللّه خان ، تاج محمد خان بهادرى را مىبيند كه با لباس نظامى در ادارهء ژاندارمرى است و متوجه مىشود كه وى از طرفداران تشكيلات ژاندارمرى است و از عمل فرج اللّه خان كه ژاندارمرى شيروان را خلع سلاح كرده و به ژاندارمرى قوچان حمله كرده ناراضى است و حتى مانع حركات وى مىشود .
فرج اللّه خان كه شوهر خواهر تاج محمد خان است به وى مىگويد « اين ژاندارمها به ما توهين مىكنند و حيثيتى براى ما نگذاشتهاند و دايم ما را در معرض اهانت قرار مىدهند » و تاج محمد خان را وادار مىكند كه كنار برود و دست از حمايت ژاندارمها بردارد . نوكران فرج اللّه خان با زد و خورد با ژاندارمها ، عدهاى از افراد ژاندارمرى را دستگير و خلع سلاح مىنمايند . در اين موقع تاج محمد خان ، افسران ژاندارمرى دستگير شده را با خانوادههايشان به همراه نوكران خود ، به منزل خودش مىفرستد كه از آنان نگهدارى و حمايت كنند . جريان واقعه به اطلاع كلنل محمد تقى خان ، فرماندهء قواى ژاندارمرى خراسان مىرسد . در اين موقع از طرف سردار معزز بجنوردى عده و نفرات نيز به قوچان مىرسد .
رسيدن اكراد بجنوردى به قوچان به قرار معلوم بنا به دستور محرمانهء قوام السلطنه
اتركنامه ( تاريخ جامع قوچان ) ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: رمضانعلى شاكرى
ص١٨١