تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 919

مساهمون:

ص٩١٩
آنكه گر من خاك گردم پاى نگذارد به خاك * خام طمعى بين كه خواهم دست خود در گردنش
[ 568 f ] آنكه دامن را فراگيرد چو بر من بگذرد * من طمع دارم كه وقتى گيرم اندر دامنش
« مضطرب » هر كس كه بگريزد ز پيش تير عشق * مرد نتوان خواندش ار خوانى بخوان بارى ، زنش
مظفّر : ميرزا غلامحسين ؛ در مدرسه مكان گزيده و محصلّ علوم گرديده و نزد فقير عروض ديده : « 4 »
با قامت تو سرو لب جويبار چيست * با طلعت تو سير گل و لاله‌زار چيست ؟
هر كس كه مست نرگس مستانهء تو شد * ديگر به روزگار نداند خمار چيست
جايى كه حسن تو ، ره تقوى و زهد زد * تقصير شيخ و زاهد پرهيزكار چيست
زاهد گرت به كوى خرابات ره دهند * يا بى كه ذوق جام مى خوشگوار چيست
ساقى ز توبه توبه دهد ، شيخم از شراب * تكليف من ميانهء اين گيرودار چيست
منظر : جناب شيخ عبد المجيد سراج الشّعرا ، خلف مرحوم حاجى شيخ مهدى ؛ نامش در مساجد مرقوم شد « 1 » :
اگر اندر برم آن شاهد طنّاز آيد * جان از تن شده‌ام باز به تن باز آيد
تا شود بستهء دام تو چو من طاير قدس * با دو صد شوق ز فردوس به پرواز آيد
هر كه در راه تو اوّل قدم از جان گذرد * مىتوان گفت كه در عشق تو ممتاز آيد
راز عشق تو ندانم به كه اظهار كنم * هم مگر عشق تو خود محرم اين راز آيد
منعم « 2 » : مرحوم ميرزا محمّد ابراهيم ؛ پيرى بود صافى نهاد و مجرّدى از علائق آزاد و
هامش
( 1 ) . نامش در ذكر مسجد آقا بابا خان گذشت . ( 4 ) . ديوان مظفّر شيرازى به سعى و همّت شادروان على نقى بهروزى از رجال بزرگ علم و ادب معاصر فارس ، در مهر ماه 1337 فراهم آمد و به چاپ رسيد و چاپ دوّم همان ديوان در سال 1372 با مقدّمه‌اى از همين مصحح بوسيله انتشارات كوير ، منتشر شد كه اگرچه بر پشت جلد آمده است : با مقدمه و بازنگرى دكتر منصور رستگار فسائى ، امّا مرا جز نوشتن مقدّمهء جديد ديوان ، سهمى در آن نيست و همه زحمات از مرحوم بهروزى است . ( 2 ) . منعم ؛ در سنهء 1297 ، اين فقير ، در صحن بىبى دختران عبور مىنمود . وى را ديدم بر سر قبرى نشسته ، در حالتى كه حفّار ، آن قبر را حفر مىكرد ؛ پس از اظهار مهربانى ، فرمود : اين قبر را به جهت خود آماده مىنمايم و تاريخ فوت خود را « يا غفور » ديده‌ام . پس از اين مطلب ، چند روز ديگر ، از جهان فانى به سوى دار باقى رخت بركشيد و در آن قبر مزبور ، مدفون شد ؛ رحمة اللّه الملك الغفور على سريرته .
آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 919 | محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى