ساطع و كلكش ، سيفى قاطع ؛ در خطّ شكسته ، وحيد عصر و فريد دهر است . ولد مكرّمش ، ميرزا حاجى آقا نيز از كمال بابهر .
ميرزا على اكبر منشى فسائى ؛ سحاب كمال را غيث است و بيشهء جلال را ليث ؛ ناپليون كياست است و افلاطون فراست . ميرزا اسمعيل ، ولدش ، با اينكه در اوان جوانى است ، خلّاق الفاظ و معانى است .
- ميرزا رفيع ؛ سيّدى است جليل الشّان ، مترسّلى رفيع المكان . ميرزا زين العابدين ، ولد ارجمندش ، داراى اين و آن ؛ علم عربيّت را طالب است و به حكمت ، راغب .
- ميرزا اسمعيل ؛ شرح حالش در ذكر قلعهء مزايجان گذشت .
- ميرزا على خان حقايقنگار « 1 » ؛ در نگارش انشاء قادر است و در غزلسرايى ماهر ؛ در شعر « حقايق » تخلّص مىنمايد و غزل را نيكو مىسرايد ؛ از اوست :
جان و دل گفتند ، دلبر قيمت يك بوس كرد * هر دو را من دادمش ، ليكن مرا مأيوس كرد
تا كند شاهين صفت مرغ دل ما را شكار * هر زمان در پيش چشمم جلوهء طاووس كرد
دل مگر زنّار گيسويش به دوش افتاده ديد * كز سر شب تا سحرگه ، ناله چون ناقوس كرد
گفتمش ديوانه گشتم ، از غمت ، خنديد و گفت * چند وقتى بايد اى مجنون ترا محبوس كرد
درد عاشق را همى دلدار مىسازد دوا * اين مداوا كى توان در نزد جالينوس كرد
- ميرزا خليل خان ، منشى و مترسّل است و علم ادبيّه را محصّل .
- ميرزا نصر اللّه ، ابن مرحوم ميرزا آقا ؛ با خطّ و سواد است [ و ] سخى الطّبع و جواد .
- ميرزا داود ، ابن مرحوم ميرزا رحيم ؛ اديبى است كريم و اريبى هميم .
- اين چند نفر منشى - يعنى اين طبقه - همه كارگزاران جناب جلالتمآب ، آقاى قوام الملكاند [ 543
f
] . منشيان ديگر نيز دارد « 2 » كه پيش از اينها ، نامى از ايشان برده شد .
هامش
( 1 ) . ميرزا على خان ، خلف مرحوم ميرزا جعفر حقايقنگار خورموجى است كه در علم تاريخ و محاضرات ، كتابها نوشته و از جمله اهل ادب و فضل بوده و در سنهء 1301 وفات كرده [ است ] .
( 2 ) . منشيان ديگر ، از قبيل ميرزا محمّد باقر و ميرزا محمّد صادق و ميرزا على نقى است و بعض ديگر .