فرسنگ ، مسافت دارد ؛ ولى آن شهر بكلّى خراب و نابود است . گويند بانى اوّل آن شهر ، گشتاسپ « 1 » بوده ؛ پس از آن ، اسكندر رومى « 2 » ، بدان آب بسته و آن را خراب نموده ؛ بعدها اردشير بابكان « 3 » ، شهر را آباد ساخته و فيروز شاه « 4 » - جدّ انوشيروان - نيز بر آن عمارت افزوده و آن شهر مدوّر بوده ؛ حصارى عظيم و خندقى عميق داشته و منارى « 5 » در وسط شهر برپا ؛ و عمارات عاليه در اطراف آن منار ساخته بوده كه ذكر آنها خواهد آمد :
تفصيل خراب شدن آن شهر [ فيروزآباد ] به دست اسكندر
اهل تاريخ و سير ، شرح اين مطلب را خوب ذكر ننموده و درست تشريح نكردهاند .
همانا چون نديدهاند ، به خيال خود تصوّرى كرده ، چيزى نوشتهاند كه در شهر مذكور ، اسكندر آب افكند و بحيره نمود و اردشير آب را خارج ساخت ؛ به تفصيلى كه در كتبشان مرقوم است . و اين مطلب را فقير درست ، بدقّت ملاحظه نموده ، يافتم كه چگونه بحيره شد و چسان از آب خالى گرديد . اينجا مجملى ذكر مىشود :
ابتدا گوئيم : دور تا به دور جلگهء فيروزآباد ، بسيارى از كوههاست كه مانند حصارند و راههاى بسيار هست كه به جلگهء فيروزآباد عبور مىنمايند ؛ امّا همه از سر كوه است مگر يك راه كه در تنگ واقع شده و آن را « تنگاب » « 6 » نامند ؛ و اين تنگاب ، در سمت شمال جلگه است كه از آنجا به بلوك خواجه مىروند . طول اين تنگ ، زياده از 2 فرسنگ است . رودخانهاى از ميان تنگاب عبور مىنمايد و به جلگهء فيروزآباد مىرود .
همچنين ، يك راه ديگر دارد كه آن نيز در تنگى ديگر است ، در سمت قبله ، فى الجمله مايل به جنوب ؛ و اين تنگ را « چرخ فلك » « 7 » خوانند و رودخانهء [ 112
f
]
هامش
( 1 ) . جلوسش 4993 سال بعد از هبوط آدم - عليه السّلام - بوده .
( 2 ) . استيلايش در ايران ، 5281 سال بعد از هبوط آدم ( ع ) بوده [ است ] .
( 3 ) . ظهورش 5761 سال پس از هبوط بوده .
( 4 ) . سلطنتش 6051 سال بعد از هبوط آدم ( عليه السّلام ) .
( 5 ) . به ضمّ ميم ، صحيح است .
( 6 ) . حرف سيّم كاف فارسى است بر وزن مهتاب .
( 7 ) . وجه تسميه اينكه : سابقا آب رودخانه كه آنجا مىرسيده ، چون گرداب چرخ مىزده ، از اهالى آنجا چنين شنيده شد .