حكمش همه جا جارى مانند روان در تن * امرش همه جا سارى مانند صبا در بر
از خشم تواند كرد صورت ز هيولى دور * وز قهر اگر خواهد گيرد ز عرض جوهر
از حكم خدا امرش در آنچه نمايد خير * وز امر خدا نهيش زان فعل كه زايد شر
از ظلمت موى اوست گر شام بود تيره * از پرتو راى اوست گر صبح بود انور
فكرى كه نه ياد اوست ، آن فكر بود ناقص * ذكرى كه نه نام اوست آن ذكر بود ابتر
وصفش به قلم نايد گر زانكه همه كردند * بحر آمه « 1 » ، شجر خامه ، افلاك همه دفتر
حرفى نشود تقرير در مدح و ثناى او * گر خلق جهان آيند مدّاح و ثناگستر
آن را كه خدا مدحت فرموده ز لولا كش * فرصت تو سخن بگذار ، از مدح و ثنا بگذر
تا رحمت حق آيد بر مؤمن و بر مسلم * تا لعن خدا باشد بر مشرك و بر كافر ،
دلهاى محبّانش چون باغ جنان خرم * بر جان حسودانش ، آتشكدهسان اخگر
8 . درياى كبير :
درياى كبير مجموعهاى است متنوع به نثر ؛ كه در علوم مختلفه ، به فارسى و عربى ، تأليف شده است و فرصت ، دو سال از عمر خويش را صرف تدوين و نقاشى آن نموده است و خود دربارهء اين كتاب
هامش
( 1 ) . دوات .