آفتاب ، عشاق ؛ وقت خفتن ، مخالفك ؛ بعد از آن ، صفاهان ؛ پس از آن ، نهاوند ؛ آخر شب ، حسينى . و طريق اين جدول را شاعرى به رشتهء نظم كشيده :
اى مهت را ز غاليه زنجير * آفتابت به زير پردهء قير
آخر شب ره حسينى ساز * صبحدم پردهء رهاوى گير
سپر زر به نيزه چون برسد * پردهء راست گير بىتأخير
چاشتگه در عراق ساز آهنگ * تا شوى بر سرير عيش امير
راست گويم ره مخالف را * در زوال اى صنم مدار حقير
بوسليك را نواز بعد زوال * اى ضمير تو آفتاب منير
روى گلگون خور چو زرد شود * ساز عشاق و پند من بپذير
وقت خفتن مخالفك بنواز * تا نكو رفته با شدت شبگير
درع از پرده صفاهان ساز * چون شهاب افكند ز آتش تير
ساز هنگام نيمه شب اى ماه * در نهاوند از قليل و كثير « 1 »
آنگاه فرصت ، به اصطلاحات جديد ، درآمد ؛ نغمه و دستگاهها مىپردازد و بحرهاى عروضى را توضيح مىدهد و با ذكر اشعارى كه با يكى از دستگاهها مناسبت دارد ، كلام را پايان مىدهد و مىافزايد : « . . . اين كتاب را كه نوشتم ، نه براى حظّ نفسانى بوده ، بلكه اولا براى اين است كه موسيقى يكى از علوم رياضى است . . . ثانيا براى اينكه به مقام ضرورت در معالجات بيماران ، در صورتى كه معالجه منحصر به آن باشد ، به كار برند . . . « 2 » »
6 - ديوان فرصت يا دبستان الفرصه :
آنچه به ديوان فرصت يا دبستان الفرصه موسوم است ، از چند بخش كاملا مجزا تشكيل شده است كه بخش نخست آن ، تحت عنوان « احوال مؤلف » مشتمل است بر 186 صفحهء وزيرى و به خط نستعليق ؛ كه در جمادى الثانى سال 1333 هجرى قمرى ، در مطبع سپهر بندر بمبئى به چاپ رسيده است .
هامش
( 1 ) . بحور الالحان ، ص 24 و 25 .
( 2 ) . همانجا ، ص 321 .