تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣

هجرت عظمى

و بعد از اين بايد سالك از وجود خود مهاجرت نموده و آن را بالمرّة رفض كند و آن مسافرت به عالم وجود مطلق است . و به اين مرحله ناظر است گفتار بعضى از بزرگان كه : دع نفسك و تعال . « 1 » و نيز اشاره به اين مرحله است قوله تعالى :
فَادْخُلِي فِي عِبادِي - وَ ادْخُلِي جَنَّتِي
. « 2 » . چه
« وَ ادْخُلِي جَنَّتِي »
بعد از
« فَادْخُلِي فِي عِبادِي »
آمده است ، و خطاب
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
خطاب به نفسى است كه از جهاد اكبر فارغ و به عالم فتح و ظفر كه مقرّ اطمينان است داخل شده است . و چون هنوز از مجاهدهء عظمى فارغ نشده است و آثار وجودى او باقى است و غايت اضمحلال آن موقوف بر تحقّق جهاد اعظم است لهذا هنوز از تحت تسلّط و قهر خارج نشده و در مضمار « مليك » و « مقتدر » كه دو اسم خداوند عظيم است جاى دارد :
فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ
. « 3 » و پس از اين مرحله بايد سالك با آثار ضعيف وجود خود در مجادله برآمده و بقاياى آن را كه خود را مخفى داشته‌اند بالمرّة نابود و ريشه‌كن سازد تا بتواند در بساط توحيد مطلق قدم گذارد . و اين عالم ، عالم فتح و ظفر است . و بدين‌وسيله عوالم دوازده‌گانه طىّ شده و چنين كسى كه از هجرت عظمى و جهاد اعظم گذشته و
هامش
( 1 ) [ خودت را رها كن و بالا بيا ] . ( 2 ) آيهء 29 و 30 ، از سورهء 89 : فجر : [ پس در زمرهء بندگانم داخل شو و در بهشت من وارد شو ] . ( 3 ) آيهء 55 ، از سورهء 54 : قمر : [ در جايگاهى راستين نزد پادشاهى مقتدر ] .