داغ عزيزى ديده ، اين مصيبت ديده با آنكه در ميان مردم است ، مىگويد ، مىرود ، مىنشيند ، غذا مىخورد ، مىخوابد ولى در درون او غوغائى از يك سلسله خاطرات محبوب اوست به طورى كه هر كه به صورت او نظر افكند درمىيابد كه او مصيبتزده است .
سالك راه خدا در عين اشتغال به امور طبيعى يك رشته ارتباطات و اتّصالى با خداى خود دارد ، دريائى از شوق در دل او موج مىزند ، آتشى از عشق و محبّت درون او را مىسوزاند ، غم و اندوه هجران دل او را آب مىكند ، از اين انقلاب درونى او جز خدا كسى خبر ندارد ، ولى هر كس به صورت او نظر كند اجمالا مىيابد كه عشق خدا و حقّپرستى و توجّه به حضرت مقدّس او ، او را چنين نموده است .
از همين بيان معلوم مىشود كه تضرّع و ندبه و مناجات و ابتهال ائمّهء اطهار چنان كه در ادعيهء مأثوره وارد است تصنّعى و براى ارشاد و تعليم عباد نبوده است . اين توهّم ناشى از جهل و عدم ادراك حقائق است ، و شأن ايشان اجلّ و مقام آنها اشرف از اينست كه بياناتى ظاهرى بدون حقيقت و معنى فرموده باشند و بخواهند به وسيلهء يك سلسله دعا و نيازهاى دروغى مردم را به سوى خدا دعوت كنند . آيا صحيح است كه بگوئيم اين همه نالههاى جانخراش و جگرسوز مولى الموالى حضرت امير المؤمنين و حضرت سجّاد عليهما السّلام از روى واقع
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الالباب — صفحة 98
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٨