او و افلاكى اين نتيجه بدست مىآيد كه مولانا در « مقدميه برانيه » بايد به تحصيل اشتغال ورزيده باشد و اگر چنين فرض نكنيم محل ورود و مدرسهء مولانا در دمشق معلوم و مشخص نخواهد بود چه آنكه بعنوان ( برانيه ) مدارس بسيار در دمشق شهرت يافته از قبيل خاتونيهء برانيه ، ركنيهء برانيه ، شبليهء برانيه ، عزيهء برانيه و اين همه متعلق به حنفى مذهبان بوده است و چنان كه گفتيم سخن فريدون سپهسالار خالى از اشكال نيست .
ص 45 - كتب و اجزاء سيد : مقصود كتابها و جزوها و يادداشتهاى اوست نه تأليفات و مصنفات وى چه از برهان محقق جز مجموعهيى مختصر بنام « معارف محقق ترمذى » اثرى به يادگار نمانده است .
اما معارف محقق ترمذى مجموع كلمات و سخنان اوست در بيان مطالب متفرق از اسرار عبادات و تأويل آيات و احاديث و رموز فقر و دقائق سلوك كه از حيث اسلوب و طرز تعبير بكلمات قصار شباهت دارد و جملههاى دراز و مطول در آن كمتر ديده مىشود و در شرح مطالب جانب ايجاز و اختصار را رعايت كرده است نه طرف بسط و تفصيل را و ازاينرو با روش گفتار متقدمان تصوف كه آن را « اشارت » مىگويند مناسب و مشابه است و غالبا هر عبارت متضمن مطلبى مستقل و جداگانه است و با سابق و لاحق خود پيوستگى ندارد و به همين جهت تقسيم بفصول و ابواب هم نمىشود ولى باوجود ايجاز و اختصار بسيار شيوا و دلكش و فصيح و جملهبندى و تركيب عبارت محكم و قوى افتاده و مانند گفتار اغلب صوفيان سحرآميز و دلربا و مؤثر است .
گوينده در ضمن بيان خود از آيات قرآن و احاديث و آثار و كلمات مشايخ استفاده كرده و در ايراد اشعار لطيف بمناسبت مقام نهايت ذوق و حسن سليقه به كار برده است .
اشعارى كه درين كتاب بمناسبت آورده بيشتر از سنايى و نظامى است و از گفتهء خاقانى نيز كموبيش استشهاد مىكند چنان كه بر خواننده انس و علاقهء او بآثار حكيم غزنوى و سخنپرداز گنجوى پوشيده نمىماند و در دو مورد از اين كتاب نام بهاء الدين ولد با احترام تمام آمده است بدينگونه :
« بعد از احمد مرسل عليه افضل الصلاة و التحية بسيار اوليا بودند هيچكس را
زندگانى مولانا ( فارسى ) — صفحة 198
مساهمون: بديع الزمان فروزانفر
ص١٩٨