تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه عطار نيشابورى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
اسرارنامه در جهان منكشف شد و مصيبت مصيبت‌نامه از حد و غايت درگذشت و ضابطهء شناختن ديوان تمام دانسته آمد و جواهرنامه و شرح القلب كه هر دو كسوت نظم پوشيدند حروف علت بدان راه نيافت و ابياتى كه در ديوان است بسيار است و ضبط آن دشوار و از زيور ترتيب عاطل چه تركيب دارد و تزيين ندارد و جويندگان از نصيب آن بىبهره مانند و طالبان بىمقصود بازمىگردند اگر انتخابى كرده شود و اختيارى دست دهد از نظم و ترتيب حسنى و جمالى ديگر گيرد و نظام آن بيفزايد و از لطف ايجاز رونق او زيادت گردد . به حكم دواعى اخوان اين رباعيات گفته آمده . شش هزار بود ، قريب هزار بيت شسته آمد كه لايق اين عالم نبود و بدان عالم فرستاده شد كه گفته‌اند : « احفظ سرك و لو عن زرك » ، چه ناشسته روى و ناكرده غسل بدان عالم توان فرستاد و پنج هزار كه باقى ماند در اين مجموع ثبت گردانيديم و آن را اختيارنامه نام نهاد . . . » . پس از آن در مقدمهء خسرو و گل يا خسرونامه مىگويد :
شبى خوش‌تر ز نوروز بهارى * خوشى مىيافت مهمانى بزارى در آن شب مشترى از قوس مىتافت * جهان ز آن نور چون فردوس مىتافت بدست زهره تحفه مى سراسر * فتاده مشترى را در برابر كواكب را نظرهاى دل‌فروز * خواطر را به حكمت مشكل‌آموز نشسته بودم و شمعى نهاده * جماعت سوى من سمعى گشاده دماغم مغز پالودن گرفته * خيالم عشق بنمودن گرفته ز هر نوعى سخن گفتيم بسيار * ز هر علمى بسى رانديم اسرار به آخر چون باشعار او فتاديم * ز كار رفته از كار اوفتاديم رفيقى داشتم عالىستاره * ولى چون آفتاب شعرباره ز شعر من چو بيتى گوش كردى * ز خوشى خويش را بىهوش كردى چو كردى بار ديگر آن تذكر * چو صوفى رقص كردى در تبختر