ميم است ، و إلّا در حروفات ديگر متحداند ؛ و از براى وجود چهار مرتبه از ظهور است از مرتبهى وجود لفظى و كتبى و ذهنى و عينى ، و هر مرتبه ، حاكى و آيهى مرتبه « 1 » ى ديگر است ، همچنين احد و احمد در وجود عينى متحداند ، چه ، آنچه [ خداوند از ] ظهورات و بروزات و اسماء حسنى و صفات عليا در مقام ذات غيبالغيوبى داشت ، به مقتضاى
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
، به حسب تعليم كونى و وجودى در مقام انسان كامل وديعه گذاشت ، و اختلاف خليفه و مستخلف به ميم است . و مراد به ميم « 2 » امكان خاصّ است كه سلب ضرورت از طرفين باشد . و « 3 » تمام موجودات را سواى حق از صدر تا ساقه فرا گرفته است اين حجاب . چنانكه « 4 » فرمودهاند :
« چو ممكن گرد امكان برنشاند * بهجز واجب دگر چيزى نماند »
و از جمله خصوصيات امكان « 5 » است مادّه و عوارضات ماده چون زمان مخصوص و مكان مخصوص .
قوله : « 6 »
بر او ختم آمده پايان اين راه
چنان كه گذشت از آيهى شريفهى :
« وَ لكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ . . . »
در او منزل شده ادعوا الى اللّه
يعنى در شأن او رسيده است آيهى :
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ
هامش
( 1 ) . پا : هر مرتبه
( 2 ) . پا : ميم ، ميم
( 3 ) . شا : كه
( 4 ) . پا : لذا
( 5 ) . پا : خصوصيات بعضى از مراتب ممكنات
( 6 ) . پا : ( قوله ) را ندارد .