هوا در دل به امّيد يكى بوى
چه ، مىبينى كه افلاك محيط بر كرهى هوا و هوا در جوف آنهاست .
قوله :
ملايك خورده صاف از كوزهى پاك * به جرعه ريخته دردى بر اين خاك
كما قيل :
« شربنا و اهرقنا على الارض جرعة * و للارض من كاس الكرام نصيب »
بارى بدان كه « 1 » ملائكهى ملاء اعلى كه والهيناند ، بر طبقات مختلفهاند . چنانكه از عقول مجرّدهى مرتّبهى طوليّه ، در سلسلهى نزول حق تعالى در قرآن ، تعبير به
« الصَّافَّاتِ صَفًّا »
فرموده ؛ چه ، مراتب هر مقدّم در شرافت و عليّت نسبت به مرتبهى مؤخّره در معلوليّت ، چون صفوف مرتّبه است . و
« فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً »
اشاره به عقول عرضيّهى متكافثه « 2 » است كه ارباب انواع طبيعيّه باشند از باب سبقت ذاتى آنها بر افراد مندرجه . و اين دو طبقهى از ملائكه فوق مدبّرات امرند كه نفوس كليّهى سماويّه و ارضيّه باشند كه تدبير مركّبات معدنيّه و نباتيّهى ابدان متعلّقه ، به اذن خدا بر يد آنها جارى است . و آنها كلا فوق ملائكهى قوا و طبايعاند كه پارهاى « 3 » از « 4 » آنها ملائكهى علّام ، و پارهاى از ملائكهى « 5 » عمّالهاند . « 6 » كما ورد : « و « 7 »
هامش
( 1 ) . شا : ( بدان كه ) را ندارد .
( 2 ) . پا : متكافثه عرضيّه
( 3 ) . پا : پاره
( 4 ) . پاره آن
( 5 ) . پا : ( علام . . . ملائكه ) را ندارد .
( 6 ) . پا : عمّالاند
( 7 ) . پا : ( و ) را ندارد .