تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح گلشن راز ( فارسى ) — صفحة 349

مساهمون:

ص٣٤٩
انّ اللّه تعالى لم يخلق بشرا غيركم . بلى و لقد خلق اللّه الف الف عالم و الف الف آدم و انت فى آخر تلك العوالم و اولئك الآدميّين » . لذا قيل :
« تو پندارى جهانى غير از اين نيست * زمين و آسمانى غير از اين نيست چون آن كرمى كه در گندم نهان است * زمين و آسمان او همان است »
مراتب را يكايك بازدانى
چه ، مراتب وجود ، بسيار و عوالم كون ، بىشمار است . قوله :
به خطّ استوا بر قامت راست

استواى وجود :

اولا بدان كه خطّ استوا ، خطّى است كه بر وسط حقيقى فلك افلاك - كه محيط به افلاك ديگر است - فرض مىشود كه اگر آن خطّ - به فرض فارض - به زمين رسد ، زمين را به دو نصف حقيقى تنصيف نمايد . بعد مىگوييم كسى كه در بلادى باشد كه آن بلاد واقع در محاذات خطّ استوا ، يا قريب به خطّ استوا باشد ، مثل مكّه يا غير مكّه ، آن كس در حين بودن شمس در وسط السّماء ، هيچ سايه ندارد ؛ كه مىفرمايد ، مصرع « 1 » :
ندارد سايه پيش و پس ، چپ و راست
چه ، داشتن سايه موقوف به « 2 » انحراف شمس است . على الجمله خطّ استوا از او به دايره‌ى معدّل النّهار تعبير مىشود . و از شش برج كه در شمال
هامش
( 1 ) . شا : ( مصرع ) را ندارد . ( 2 ) . پا : بر