اين نكته بجو ز كل يوم فى شان * گر بايدت از كلام حق برهانى »
اما رسخ ، آن تعلق گرفتن نفس انسانى است بعد از قطع علاقه از بدن به بدن حيوانى كه خوى او بر او غلبه داشته باشد « 1 » . و اين عقيده هم باطل است . و مستند به آيهى مباركه نمودهاند كه « 2 » :
« وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
. چون اين طريقه باطل است ، لهذا از اين كلام الهى آنچه استفاده مىشود اين « 3 » است كه نيست جنبنده و طايرى در روى ارض ، مگر آنكه اجساد و ابدان قبل از تعلق به « 4 » ارواح و صور دوابى و طيورى اممى « 5 » بودند امثال شما ؛ يعنى آن اجساد در ضمن « 6 » ابدان و تحت صور « 7 » امثال شما افراد انسان بودند . « 8 »
« ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ »
؛ يعنى امثال ارواح « 9 » شما كه رجوع به حق نمودند از تراب ، ابدان آنها صورت را خلع نموده ، صورتى « 10 » انسانى خواهد پوشيد . و آن فى الحقيقة مسخ نيست ، بل ترقى اطوار و اكوارى است « 11 » . و راجع به همين است كلام حكيم خيام - ره - « 12 » :
« اين سبزه كه امروز تماشاگه ماست * تا سبزهى خاك ما تماشاگه كيست ؟ »
بالجمله ، و « 13 » نسخ آن تعلّق گرفتن روح انسان است بعد از قطع علاقهى
هامش
( 1 ) . شا : ( باشد ) را ندارد .
( 2 ) . شا : ( كه ) را ندارد .
( 3 ) . دا : آن
( 4 ) . پا : ( به ) را ندارد .
( 5 ) . شا : ( اممى ) را ندارد .
( 6 ) . شا : ( امثال شما يعنى . . . تحت صور ) را ندارد .
( 7 ) . شا : ( بودند ) را ندارد .
( 8 ) . شا : ( بودند ) را ندارد .
( 9 ) . شا : ( ارواح امثال ) را ندارد .
( 10 ) . پا : صورت
( 11 ) . شا : ( و آن . . . است ) را ندارد .
( 12 ) . شا : ( ره ) را ندارد .
( 13 ) . پا : ( و ) را ندارد .