غم مخور ز آنكه عدل تازه شود * ظالمان زارِ زار مىبينم
سمت تبريز جنگ خواهد شد * ترك را لشكرى ده هزار مىبينم
صدر اعظم چو مىرسد از راه * لشكرش را حزين مىبينم
جنگ هفتم چو مىشود باهر * صدر را بىخيار مىبينم
چهار فرسخ فرار خواهد كرد * ترك را استوار مىبينم
بختيارى چو مىرسد از راه * كشتهء بىحساب مىبينم
بعد از آن ترك مىشود غالب * فتح را پايدار مىبينم
چونكه سال دوم شود باهر * صلح را با شرائط مىبينم
شاه لطفى كند به آن مركز * خلق را در شكور مىبينم
صدر اعظم ذليل و خوار شود * چونكه او را ذليل مىبينم
وزرا در مقام مدح و ثنا * شكر را برقرار مىبينم
شاه در باغ شاه مىماند * لشكرش را حزين مىبينم
بعد از آن توپ مىزند بر خلق * كشته بىشمار مىبينم
آخر سال قتل خواهد شد * از اميران قتيل مىبينم
ترك مغرور مىكند آشوب * منصبش را عظيم مىبينم
چونكه سال دگر پديد آيد * عزل او را صحيح مىبينم
يك وزير دگر شود مقتول * كشته زارزار مىبينم
يك اميرى ذليل و خوار شود * بعد او را قتيل مىبينم
سى نفر از حمات كشته شوند * ملتى را قويم مىبينم
سمت قم لشكرى براى قتال * همه را در ضعاف مىبينم
لشكرى مىرود به جانب رى * قوتش را تمام مىبينم
در . . . شود به لشكر رى * ساحتى بىغبار مىبينم
چونكه مشروطه مىشود شيدا * صلح را برقرار مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 313
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣١٣