ليك با او مىشود سودا * نقض عهدش عيان مىبينم
چونكه نه سال زين قضا گذرد * پادشاهى عيان مىبينم
صورتى در ميانه خورشيد * جبهه شر عيان مىبينم
قحطى در بلاد عام شود * مدتش هفت سال مىبينم
روز آيد ستاره از مغرب * اثرش را غريب مىبينم
از بلاد شمال چون آتش * علمى پايدار مىبينم
آتشى صبح و عصر همچون خون * ز آسمان در عيان مىبينم
بحر نيجف چو خشك مىگردد * باغها پرثمار مىبينم
حكم مشروطه عيان گردد * با ضوابط قرين مىبينم
بعد از آن از قواعد ملت * علما را عزيز مىبينم
آب جارى كناسه كوفه * نعمتى پرعيار مىبينم
باغها در كناسه كوفان * همه را پرشمار مىبينم
مسجد ديگرى به كوفه عيان * مرجع خاص و عام مىبينم
يك ندائى رسد ز عالم غيب * آن ندا را صحيح مىبينم
نوجوانى ز نسل عباسى * باعث قتلعام مىبينم
بعد شش سال مىشود مغلوب * از طوائف ملوك مىبينم
در ميان ذكرت هم شمّرت * صلح را استوار مىبينم
همه را در شريعت غرّا * پايدار و رشيد مىبينم
همه را در اطاعت علما * ثابت و برقرار مىبينم
شمس از مغربش طلوع كند * شيعيان را عزيز مىبينم
كاظمين ز دجله بغداد * سمت آن را خراب مىبينم
بعد قرنى كه مىشود آباد * مرجع خاص و عام مىبينم
چونكه قرن دوم پديد آيد * نعمتى بىشمار مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 314
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣١٤