بعد از آن حلّه مىشود آباد * علما را هزار مىبينم
نور قدسى و علم استنباط * همه را برقرار مىبينم
حكمت و اجتهاد و فقه و اصول * همچو ابر بهار مىبينم
بعد از آن ظالمى شود پيدا * ظلم را بىشمار مىبينم
عاقبت حلّه را كند ويران * هر يكى چون شرار مىبينم
دو كسوف و خسوف در شوال * علّتش ناگوار مىبينم
بعد از آن سال و چند سال * دگر عالمى تاجدار مىبينم
ليك تاجش بود ز علم ولى * نور او را چو ماه مىبينم
ظالمان را اسير عدل كند * عدل را پايدار مىبينم
بعد از آن تا مدينه و شامات * قسط را برقرار مىبينم
فتح مكه به دست او حاصل * سرّ حق در چهار مىبينم
چون رسد بر شط جبل عامل * ريش او پر ز خون مىبينم
مىشود او فداى جلوه دوست * ز آنكه او را شهيد مىبينم
قطرهاى خون ز آسمان آيد * از كواكب نثار مىبينم
كوكبى دو دنب شود ظاهر * بعد از آن قتلعام مىبينم
همچو چنگيز مىكشد شمشير * ظلم را صد هزار مىبينم
از يمين و يسار دشمن دين * خلق را در عذاب مىبينم
قحطىاى در جهان شود پيدا * تا دو سالى ضرار مىبينم
بعد سى سال لطف جلوه كند * رحمت حق عيان مىبينم
علما را به رتبه عالى * همه را نامدار مىبينم
دين و شرع نبى شود پرنور * همه را استوار مىبينم
بعد چهل سال زينت علما * هريكى را هزار مىبينم
عدل و جود از مقامشان باهر * ظلم را بر كنار مىبينم
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي )
ص٣١٢