تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 772

مساهمون:

ص٧٧٢
سبحانه و تعالى است ، كسى گفت مرا وصيتى كن گفت احذر ان لا يراك الله الا فى زى المسكين يعنى با حذر باش تا نه بيند ترا خداى تعالى مگر در طور و كسوت مسكين . گويند روزى به اراده‌اى بود آن مقدار ازدحام روى نمود كه از كثرت خلق صدمه‌اى به آن حضرت رسيد وفات يافت و اين در سنه دويست در زمان خلافت مأمون اتفاق افتاد .

بابل

از مداين سبعه عراق عرب بوده قينان بن انوش بن شيث بن آدم آنجا را بنا نمود طهمورث ديوبند در تعمير آن كوشيد و ضحاك و نمرود باروئى بر آن كشيده و هر دو آنجا را دار الملك ساخته عمارات محكم و قصور مستحكم طرح انداخته‌اند ضحاك بر سر تلى قلعه پرداخته آن را كنك نام نهاد اكنون آن قلعه خراب و آن شهر چون سراب است گويند بر سر آن تل چاهى است كه هاروت و ماروت در آن چاه به حكم ايزدى محبوسند مدتهاى مديد شهر بابل پايتخت بخت‌النصر و اولاد او بوده و از جانب ملوك عجم در آن ديار حكومت مىنموده‌اند آن طايفه چهل و دو نفر بوده‌اند ظهور ايشان چهارهزار و پانصد و نود و هفت سال از هبوط آدم گذشته بود و مدت حكومت آن فرقه چهارصد و سى و چهار سالست .

حله

شهريست دلنشين و مدينه‌ايست نزهت قرين آبش خوشگوار و هوايش سازگار مشتملست بر باغات نيكو و نخلستان چون مينو ، از اقليم سيم و بقولى چهارم در كنار فرات واقع و در زمين هموار اتفاق افتاده و اطراف اربعه‌اش گشاده است طولش « عظم » و عرضش « لانه » امير سيف الدولة بن صدقة بن منصور اسدى در سنه چهارصد و سى و شش در زمان خلافت القائم باللّه عباسى آنجا را ساخت و عمارات دلگشا و قصور روح‌افزا طرح انداخت شط فرات در وسط شهر روان و اكثر عمارات وى سمت غربى واقع و جانب مشرق معمورى اندكست .