سى و شش هزار هزار جريب و هر جريبى شصت در شصت گز برآمده خراجى نهاد بر اين موجب كه بر يك جريب گندمكار چهار درم و بر جوكار دو درم و بر نخلستان هشت درم و بر رز و ميوه شش درم و بر اهل ذمت نيز خراج مقرر كرد مجموع خراج ديوانى آن ولايت در زمان خلافت وى صد و بيست هزار هزار مثقال نقره بود در زمان حجاج بن يوسف خراج آنجا به پانزده هزارهزار « 1 » رسيد بسبب ظلم او اين تفاوت فاحش روى نمود بعد از خلافت خلفاء حكام بنى اميه به زحمت بيشمار بر آن ديار استيلا يافتند و مدت هزار ماه رشته تعنت و طغيان تافتند عاقبت بدار الجزاء شتافتند آنگاه ايالت آن ولايت بخلفاء بنى عباس رسيد و چون دولت ايشان نيز به نهايت انجاميد و هلاكو خان عباسيان را برانداخت و از جور ايشان جهان را مصفا ساخت آفتاب اقبال چنگيزيان بر آن ديار پرتو انداخت بعد از انقراض دولت چنگيزيان نوبت ايلكانيان آمده و بعد از چندگاه بر اولياى امير تيمور مقرر شد آنگاه ملوك تراكمه آن ديار را گشودند و مدتهاى مديد در آنجا حكومت نمودند چون دولت ايشان درگذشت شاه اسماعيل صفوى متصرف گشت چندى روميان در حيطهء تصرف درآوردند و ملوك صفويه از ايشان استرداد كردند تا آنكه در عصر شاه صفى بن صفى ميرزا « 2 » ابن شاه عباس ماضى سلطان مراد بن سلطان احمد قيصر روم تصرف نمود از آن زمان الى الآن در تصرف امناء دولت آل عثمان است مردمش عرب و اعرابند
استعلام در صنف عرب
مخفى نماند كه عرب قومى مشهور و امتى موفورند قرآن مجيد بلسان اين طايفه نازل شده بحسب طلاقت لسان و فصاحت بيان بر ساير امم مقدم و چون حضرت خاتم الانبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در ميان ايشان ظهور يافته لاجرم آن طايفه زبدهء اولاد آدمند در اصل و نسب ايشان اختلاف فراوانست در كتب انساب مسطور است كه يعرب و جرهم و حضرموت فرزندان قحطانند و نسب اعراب به ايشان منتهى مىشود و بقولى يعرب به دو واسطه به حضرت اسماعيل مىرسد بعضى اصحاب ايشان را اعتقاد آنست كه قحطان پسر عابرين شالخ بن ارفحشد بن سام بن نوح است و برخى از ارباب اين فن گفتهاند طايفه عرب بر دو قسمند قسمى از اولاد
هامش
( 1 ) - بستان : پانصدهزارهزار مثقال نقره
( 2 ) - بستان : شاه عباس بن صفى ميرزا