مكرمت مصير را از سوانح روزگار و حوادث ليل و نهار در حمايت خويش نگاه دارد بمحمد و آله الامجاد .
دار العباد يزد
ولايتى مشهور و در السنة و افواه مذكور است در كتب سلف آنجا را از ولايت فارس نوشتهاند و بر بودنش از بلاد عراق متفق گشتهاند از اقليم سيم و در زمين هموار واقع و جوانب اربعهاش واسع طولش « قط مح » و عرضش « لب ح » و اكثر عمارات آنجا به علت يبوست هوا از خشت خام اما در غايت استحكام ، مشتمل است بر قرب دوازده هزار باب خانه بارندگى آنجا كم است و بسيار معمور است و مسكن اهل تجارت « 1 » و ارباب دولتست فىالجمله كوچه و بازارش پاكيزه زيرا كه فضله انسان و حيوان را بيرون مىاندازند و صرف زراعت و باغات مىسازند ميوهاش فراوان و غلهاش اكثر زمان تسعير دارد زيرا كه از ولايت فارس و كرمان مىآرند « 2 » مردمش كمفرصت و غريبآزارند قبل از اين شافعى مذهب بودهاند اكنون همگى شيعه اثنىعشرى و قرب پانصد خانه گبر زردشتى و قليلى يهود اهلش عملپيشه و قناعت انديشه اكنون به دنائت طبع و خست مزاج معروف و به صفت عجب و طمع و سستى و بىغيرتى موصوفند و ميل مردمش بتفريط و افراط است . اردكان ، و عقدا ، و بافق ، و ميبد ، از توابع او است .
هامش
( 1 ) - بستان : بلوك و نواحى يزد بهغايت بهتر از شهر يزد است معلوم نيست كه بانى آن شهر چه انديشه نموده و در چه خيال بوده كه آنجا را احداث كرده رود آب ندارد و باران كم بارد و بسيار كمزراعت و مسكن ارباب تجارت است
( 2 ) - بستان : از ابريشم پارچههاى خوب و لطيف در آنجا بافته مىشود و در اكثر بلاد ايران مىخرند