هركه بدى كرد به بد يار شد * هم به بد خويش گرفتار شد
فرخنده بختى كه وقتى حق سبحانه و تعالى به دو قدرت دهد وى نام نيكو در صفحه روزگار يادگار گذارد و تخم ذكر جميل در جهان فانى جهت سراى جاودانى بكارد
بيت :
نام نيكو گر بماند ز آدمى * به كزو ماند سراى زرنگار
آدمى بايد بدين دو روزه كه عاقبت آن البته فانيست مغرور نشود و بگرد آزار هركسى و گزند خاطر هر بىكسى نگردد .
بيت :
دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر * كاى نور چشم من بجز از كشته ندروى
محمد حسن خان بن فتحعلى خان
پادشاهى با همت و خسروى با شوكت بود و در شجاعت و سماحت گوى سبقت از ملوك روزگار مىربود آن شهريار عزم راسخ و همت ثابت داشت و همواره بقلم عزم خط جهان گيرى بر لوح ضمير مىنگاشت در به دو حال بسبب استيلاى نادر شاه افشار با متعلقان در جرجان و نواحى آن اوقات مىگذرانيد و انتظار لطيفه غيبى مىكشيد بعد از انقراض دولت نادرى پاى همت بر ركاب جهانگيرى نهاد و با آزاد خان افغان و كريمخان زند و غيره چندين بار مصاف داده در اكثر حروب بر اعداى دولت غالب گشت و پايه حشمت و شوكت آن شهريار از ايوان كيوان درگذشت در اندك زمانى ولايت دار المرز و عراق و كردستان و آذربايجان را مسخر نمود آنگاه با عدت تمام و شوكت لاكلام بملك فارس بدفع كريمخان بن ايناق نهضت فرمود چون مضرب خيام گردون احتشام را در ظاهر شيراز زدند اعاظم و اكابر فارس از دور و نزديك فوجفوج بدرگاه عالم پناه آمدند و بعز بساطبوسى مفتخر و سرافراز شدند كريمخان در شهر متحصن گرديد و مرتبه اضطرارش بهغايت رسيد نزديك به آن شد كه صورت فتح در آئينه ظهور جلوهگر گردد و ابواب فتح و نصرت عنقريب مفتوح شود بسببى از اسباب شهريار به طرف جرجان عزيمت نمود و مدت هفت سال در كمال استقلال سلطنت فرمود عاقبت يكى از غلامان آن شهريار كه نمكپروردهء آن خاندان بود طريق نمكبهحرامى پيموده بقتل آن پادشاه والاجاه اقدام نمود و سر آن سرور را بريده نزد كريمخان