در نفحات مسطور است كه شيخ را گربهاى بوده است هرگاه جمعى از مهمانان بخانقاه توجه مىنمودند آن گربه بعدد هريك از ايشان بانگ مىكرد و خادم خانقاه بهر بانگى كاسهء آبى در ديگ مىريخت يك روز عدد مهمانان بر عدد بانگهاى گربه افزوده گشت حاضران تعجب كردند ناگاه گربه به ميان آن جماعت درآمده يكانيكان استشمام نمود و بر يكى از ايشان بول كرد چون تفحص كردند از دين بيگانه بود .
روزى خادم مطبخ مقدارى شير در ديگ كرده براى اصحاب شيربرنج طبخ نمايد مارى از ممر بخارى در ديگ افتاده گربه آن را بديد و گرد ديگ مىگرديد و فرياد مىكرد و اضطراب مىنمود خادم چون از آن معنى غافل بود وى را زجر مىنمود و دور مىانداخت و منزجر مىساخت چون خادم به هيچ نوعى متنبه نشد گربه خود را در ديگ انداخته هلاك ساخت چون شيربرنج را ريختند مارى سياه از آنجا ظاهر شد چون اين خبر بشيخ رسيد فرمود كه آن گربه خود را فداى درويشان ساخت وى را در قبر كنيد و محلى سازيد .
طهران
شهرى مشهور و معروف و نسبت به ساير محال رى به خوبى هوا موصوفست حبوباتش ارزان و فواكهش فراوان اكثر ميوهء آنجا ممتاز سيما خربزه و انجير و انگورش بامتياز است در قديم آن شهر قصبهاى بوده و بتدريج روى به عمارت نموده شاه طهماسب بن شاه اسماعيل صفوى در وسعت و عظمت آن كوشيد و بر آن حصار حصين و قلعهء متين كشيد كريم خان بن ايناق زند به عمارت آن افزود و در كثرت و عظمت آن سعى نمود اكنون كه سنه هزار و دويست و سى و هفت هجريست قرب چهل سالست كه دار الملك سلاطين قاجار است .
آن شهر در زمين هموار اتفاق افتاده سمت شمالش فىالجمله گرفته ساير اطرافش گشاده است مشتملست بر قرب پانزده هزار سراى و چندين اسواق بهجتافزا و دكاكين زيبا و كاروانسراهاى محكم بنياد و حمامهاى پاكيزه نهاد و مدارس وسيعه