آنجاست اكثر فواكهش ممتاز و سيبش از ساير ميوهاش بامتياز است و گزانگبينش در جاى ديگر ديده نشده مردمش خالى از آدميت نيستند عموما كاسب و پيلهورند و نويسندهء خط نسخ در آن قصبه بسيار است و ارباب فضل و كمال نيز از آنجا برخاستهاند آقا جمال و آقا حسين كه در زمان شاه سليمان و شاه سلطان حسين صفوى سرآمد افاضل عصر خود بودهاند هر دو بزرگوار از آنجا ظهور نمودهاند .
رى
آنجا را « راز » نيز گويند از بلاد قديمه و مداين عظيمه بوده و بسبب صدمات پىدرپى رو به خرابى نموده حضرت شيث بن آدم آنجا را بنا نموده و هوشنگ پيشدادى در عمارت آن بيفزود بعد از او منوچهر بن ايرج مرمت كرد بار ديگر رو به خرابى آورد مهدى عباسى در احياى عمارت او كوشيد و كسوت عظمت شان به دو پوشيد در زمان هجوم چنگيزخانى قتل عام رفت و ديگر صورت عمارت نگرفت دلالت بر نحوست آنجا همين بس كه بشومى ايالت آن ديار عمر بن سعد بر قتل سيد شباب اهل جنت جرأت نمود و ابواب لعنت تا روز قيامت بر روى خود گشود .
بيت :
يثرب بباد رفت به تعمير ملك شام * بطحا خراب شد به تمناى ملك رى
آبش ناگوار و هوايش ناسازگار بسبب آنكه شمالش بسته و جنوبش گشاده است در اغلب اوقات هواى آنجا وبائى است چنان كه گفتهاند .
بيت :
ديدم سحرگهى ملكالموت را بخواب * بىكفش مىگريخت ز دست و باى رى
با وجود اين حمد اللّه مستوفى از كثرت و ازدحام آن ولايت نقل غريب نوشته و گفته است هشت هزارهزار و ششصد و نود و شش خانوار در آنجا مسكن داشته و شيخ نجم الدين صاحب مرصاد العباد فرموده كه در فتنه چنگيزى از رى كه مسقط الراس من است هفتصدهزار نفر مردمان معروف و معتبر بقتل رسيدند .