مدتى هستم مجاور در عجم * گرچه اصلم باشد از ملك عرب
من مجاور حاليا در ملك فارس * جد من آسوده در ملك حلب
و خود فرموده دال بر ولادت من ذال ملفوظ است لهذا معلوم مىشود ولادت جناب سيد نور الدين نعمت اللّه الحسينى طاب ثراه در سنه هفتصد و سى و يك در شهر حلب بوده است و از صغر سن آيات و كرامات از او بظهور مىآمده و بعبادات شرعيه و رياضات شاقه مىپرداخته مقدمات علوم را در نزد سيد ركن الدين شيرازى و فقه و تفسير و كلام را خدمت سيد شمس الدين خوارزمى و سيد شمس الدين مكى اخذ نموده متن فصوص را حفظ داشته ، در بيست و چهار سالگى بر كتب اربعه عالم شده به مسافرت و سياحت و ديدن علماء و حكماء رغبت نموده بسيارى از مشايخ خاصه و عامه را ديده هفده سال در يك نمد بسر برده .
گويند در اوايل حال و آغاز طلب ارادتى به سيد محمد آفتابى كه پير و مرشد سيد حسين اخلاطى بوده به هم رسانيده و آن سلسله اغلب سادات عظام و منتهى به حضرت امام موسى عليه السّلام مىشوند و در زمان ارادت سيد محمد آفتابى دوازده سال سياحت ايران كرده بر قلهء كوه دماوند كه معدن گوگرد است دو اربعين برآورده و قوت افطار او برف بوده پس به كوه الوند رفته مدتى در آنجا مىزيسته بابا حاجى محمد صامت در آنجا به حلقهء ارادت سيد درآمده و بعد از سى سال ديگرباره در كرمان بحضور سيد رسيده گويند سيد از همدان قصد زيارت عتبات عاليات عرش درجات حضرت امام حسين عليه السّلام كرد در حوالى حله كه بجز آب شور آبى ديگر بدست نيامدى چاهى حفر نموده كه آب شيرين داشته و به چاه سيد نعمت اللّه معروف شده بعد از زيارت كربلا چهل روز در هواى گرم تابستان در محل قتلگاه بصيام يوم و قيام ليل و عبادت و رياضت و سوگوارى و اشكبارى بسر برده پس به زيارت امام موسى الكاظم و حضرت امير المؤمنين على مشرف شده و قصيدهاى در مدحت آن حضرت عرضه داشته پس بجانب اراضى مصر و سرچشمهء نيل مسافرت گزيده اگرچه در آن راه خطر و ضرر سباع درنده بسيار بود عون خداوند سيد را محفوظ داشت .