و له ايضا
در قدرت مرتضى است فتح در دل * تسخير عدو نفس و هم كشور دل
جز شير خدا كه مىكشد مر حب نفس * جز ذات على كه مىكند خيبر دل
و له ايضا
با من تو بگو تو را كه ماها گفته * كين طره به رخسار كنى آشفته
گر نرگس فتان بنمائى ز نقاب * بيدار شوند فتنههاى خفته
و له ايضا
اى مست شراب عشق سرمد مددى * اى آينهء على اوحد مددى
وى محرم خاندان احمد مددى * اى رند قلندر مجرد مددى
* * *
معطر على شاه
اسم شريفش مهدى ابن آقا شفيع عارف بلندپايه و صوفى گرانمايه بود در علوم ظاهرى و باطنى يگانه مىنمود جذبهء آن جناب بر سلوك غلبه داشت و در مراتب اذواق و وجدان عديل و نظير نداشت نسب گراميش بمولانا محمود شبسترى مىرسد خاندان آن جناب اباعنجد ارباب قلم و عامل ديوان بوده در به دو حال ترك مشاغل دنيوى فرموده و در خدمت مولانا مظفر على شاه و ساير علماء تحصيل علم مىنموده از غايت تقوى و پرهيزكارى ترك متعلقان كرده و در مدرسه بسر مىبرده بالاخره مشتاقعلى شاه قدس سره آن جناب را مىربايد و از مشاغل درس و تدريس يكباره فارغ مىنمايد .
بيت :
هركسى را حضرت ايزد بخواند * از همه كار جهان بيكار ماند
به اشاره عارف ربانى نور على شاه اصفهانى قدس سره از خدمت رونق على شاه كرمانى رحمه اللّه تلقين يافت و از بركت انفاس قدسى اساس آن حضرت باعلى مراتب فقر و فنا رسيد و از خلفاى جناب نور على شاه طيب اللّه ثراه گرديد چه قبل از سلوك و چه بعد از آن در خدمت مولانا مظفر على شاه مىبود هنگامى كه شهريار ايران