بدانديش جهالتكيش بر رخسار كمال خويش نهاد بعد از صدور اين امر شنيع همواره اظهار ندامت نمودى و ازين كار نكوهيده نادم و پشيمان بودى چون اين امر نالايق بنا بر اقتضاى بشريت ازو بظهور رسيده بود لاجرم به كفاره اين غفلت در وقتىكه پادشاه ايران استيصال بقعهء نادرى را وجهه همت ساخت و پرتو اهتمام بهر انتظام مملكت خراسان انداخت بدست نادر ميرزا ابن شاهرخ شاه بن رضا قلى ميرزا ابن نادر شاه كه وجود او را بانى اختلال و عدم استقلال خويش دانسته و فى الواقع چنين بود در سنهء هزار و دويست و پانزده در پنجم شهر رمضان مقتول گرديد . او را در علوم عقليه و فنون نقليه تاليفات خوب و تصنيفات مرغوبست و سه فرزند ارجمند و سه فاضل دانشمند از او يادگار و هر سه عالم و بزرگوار و مرجع و مطاع خلق روزگارند .
نشابور
شهريست مشهور و به مسافت ده فرسخ از مشهد مقدس دور از اقليم رابع و جوانب او واسع ، طولش « صبل » و عرضش « له » آبش خوشگوار و هوايش سازگار خاكش فرحانگيز و زمينش بهجتآميز مشتملست بر باغات نيكو و بساتين چون مينو ، محتويست بر نواحى دلگشا و قراى مسرتافزا ، چنان كه انورى در تعريف او گفته
بيت :
حبذا شهر نشابور كه در پشت زمين * گر بهشتست همانست و گرنه خود نيست
بانى آن شهر نخست طهمورث ديوبند بوده بمرور دهور رو به خرابى نموده اردشير بن بابك ساسانى جائى ديگر شهرى ساخت و عمارات رفيع و قصور منيع در وى طرح انداخت شاپور كه در آنوقت نافذ الفرمان خراسان بود آنجا را از پدر درخواست نمود اردشير بنا بر انتظام دولت و نظام مملكت از فرزند مضايقه فرمود چون شاپور پادشاهى غيور بود بعد از پدر آن شهر را برانداخت و در جاى قديم شهر عظيم بنا نموده باسم خويش موسوم ساخت بقاع خوب و ضياع مرغوب در آنجا احداث فرمود دور شهر با روى محكم كشيده و دور آن را پانزده هزار گام مقرر گردانيد و در وسعت و عظمت آن بهغايت