تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
ايضا آن حضرت روايت مىكند از پدر بزرگوار خود و آن حضرت از آباء كرام خود و آن حضرت از على عليه السّلام « قال رسول اللّه ان موسى بن عمران لما ناجى ربه عز و جلّ قال يا رب ا بعيد انت منى فاناديك ام قريب فاناجيك فاوحى اللّه جل جلاله اليه انا جليس من ذكرنى فقال موسى يا رب انى اكون فى حال اجلك ان اذكرك فيها فقال يا موسى اذكرنى على كل حال « 1 » » سائلى از آن حضرت سؤال نمود : « هل كان اللّه عارفا بنفسه قبل ان يخلق الخلق قال نعم قلت يراها و يسمعها قال ما كان محتاجا الى ذلك لانه لم يكن يسألها و لا يطلب منها هو نفسه و نفسه هو ، قدرته نافذة ، فليس يحتاج ان يسمى نفسه و لكنه اختار لنفسه اسماء لغيره يدعوه بها لانه اذا لم يدع باسمه لم يعرف فاول ما اختار لنفسه العلى العظيم لانه اعلى الأشياء كلها فمعناه اللّه ، و اسمه العلى العظيم هو اول اسمائه لانه على كل شىء « 2 » »
هامش
( 1 ) - آن حضرت روايت كند از پدران خود از پيمبر اكرم فرمودند : به درستى كه موسى بن عمران در مناجات خود با خداى گفت اى پروردگار من آيا تو به من نزديك هستى كه با تو آهسته سخن گويم ، يا از من دور مىباشى كه بلند با تو سخن كنم ؟ خداوند سروشش فرستاد كه اى بنده من هرگونه خواهى با من سخن گوى من همنشين باشم با هر بنده‌اى كه مرا ياد كند . موسى عرض كرد پروردگارا اكنون كه دانستم ياد تو مرا به هم‌نشينى تو سرافراز نمايد پيوسته دوست دارم كه به ياد تو باشم ولى گاه است كه پاره‌اى حالات رخ نمايد كه در در آن حال ياد تو را سزاوار نمىدانم « همچو حالى تخليه » خطاب رسيد كه اى موسى من دوست دارم كه مرا در همه حال ياد نمائى پس در هر حال كه باشى مرا ياد كن . ( 2 ) - پرسيدند از آن حضرت كه آيا خداوند پيش از آنكه آفريدگان را بيافريند به خويشتن شناسائى داشت يا نه ؟ حضرت رضا فرمود بلى شناسائى داشت ، پرسيدند يعنى خود را مىديد و از خود مىشنيد ؟ حضرت فرمود نيازى بديدن و شنيدن نبود چه آنكه حضرت حق را ذات و صفات يكى باشد و در آن حضرت جدائى ميانهء ذات و صفات نباشد تا در استحضار آنها نيازى به فرا آوردن باشد ذات حق همان صفات است و صفات همان ذات و ازين راه است كه چنان كه ذاتش همه است قدرت وى به همه جا رسيده ، و خداوند را نيازى نبود كه نام‌ها براى خود گذارد و اين نام‌ها كه هست براى نيازمندى ديگران