تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
سلطان محمد خوارزم شاه از كثرت اهل ارادت حسد برده و به سعايت علماء مجازى و فخر الدين رازى طريق معاندت سپردند بهاء الدين از سلطان رنجيده با فرزند و عيال بعزم حج اسلام ترك وطن مألوف فرمود و در نشابور با جناب فريد الدين عطار ملاقات نمود در آن‌وقت مولانا جلال الدين محمد بسن شش سالگى بود جناب شيخ فريد الدين اسرارنامه را بمولانا داده و ببهاء الدين فرمود كه اين فرزند را گرامى بدار ، زود باشد كه از نفس گرم آتش به سوختگان عالم زند مولانا بهاء الدين جناب شيخ را وداع كرده عازم بيت اللّه الحرام گرديد بعد از حج اسلام و زيارت ائمه انام به بيت المقدس رسيد از آنجا بولايت شام آمده در آنجا سيد برهان الدين ترمدى كه در آن سفر همراه ايشان بود وفات نموده وصيت فرمود كه گشاد كار شما در روم خواهد بود بنابراين مولانا بهاء الدين در زمان سلطنت سلطان علاء الدين كيقباد بن سلطان غياث الدين سلجوقى بروم رفته ولايت قونيه را اختيار فرمود و سلطان نسبت به آن جناب ولايت نشان ارادت عظيم پيدا نمود و جمهور خلايق مريد و معتقد آن جناب شدند ، مولانا چند سال بنشر علوم مشغول بود بر جميع علماى تفوق مىنمود تا اينكه فى شهور سنه ششصد و سى و يك بعالم بقا رحلت فرمود مولانا جلال الدين بموجب وصيت والد بر مسند افاده قدم گذاشت و لواى نشر علوم و درس فنون و امر بمعروف و نهى از منكر برافراشت نقلست كه يوميه قريب به چهارصد نفر از طالبان علم در حلقه درس مولانا حاضر بوده استفاضه مىنمودند و سلطان علاء الدين به آن جناب كمال اعتقاد ظاهر مىنموده چون از علوم رسمى بهره‌ور نگرديد لاجرم خدمت مشايخ را گزيده و جمع كثيرى از علماء زمان را ملاقات نموده آخرالامر نسبت خود را بشمس الدين تبريزى درست فرموده و نسبت طريقت شمس الدين بشيخ معروف كرخى مىرسد بدين موجب : شمس الدين مريد بابا كمال الدين جندى ، و او مريد شيخ نجم الدين كبرى ، و او مريد شيخ عمار بن ياسر اندلسى ، و او مريد شيخ نجيب الدين سهروردى ، و او مريد شيخ احمد غزالى ، و او مريد شيخ ابو بكر نساج ، و او مريد شيخ ابو القاسم گوركانى ، و او مريد شيخ ابو عمران مغربى ، و او مريد شيخ ابو على كاتب ، و او مريد ابو على رودبارى ، و او مريد