مذهبند در قلت چون كبريت احمرند و قومى اهل ملت سنت و جماعتند و ايشان متفرق به دو فرقهاند طايفهئى حنفى و جماعتى شافعىاند كثرت و عدت اين دو طايفه از حيز احصا بيرون و از حد و حصر افزونست رياست و امارت اين مملكت بر اين دو جماعت منحصر است و قليلى در جبال دور دست كه بهغايت صعب المسالك است قوم ارامنه حكومت مىكنند .
قديم الايام عامل آن ولايت از طرف ملوك عجم بوده و در هنگام فرصت گاهى حكام آنجا طريق عصيان و طغيان مىپيمودهاند فى شهور سنه بيست و چهار هجرى در زمان خلافت عثمان بن عفان سلمان بن ربيعه صلحا و قهرا آن ولايت را بگشود بعد از سلمان حبيب بن سلمه تمامى آنجا را فتح نمود و در اخلاط كه دار الملك آن ديار بود قتل بافراط فرمود چون زمان خلافت خلفا سپرى شد امناى دولت بنى اميه تصرف نمودند و چند گاه اولياى مختار بن ابو عبيدهء ثقفى ضبط كردند و ديگر بار به حوزهء تصرف و تسخير امويه درآمد بعد از انقراض دولت ايشان ملوك عباسيان تصرف نمودند چون دولت بنى عباس رو بتنزل و تراجع نهاد در حيطه ضبط ملوك نامدار و خوانين گردون اقتدار افتاد پيوسته شاهان آذربايجان بدان ديار حكم نمودندى ، و در ظهور ملوكالطوايف حكام آن ديار منفرد بودندى بعد از انقراض دولت ملوك آققويونلو مسخر اولياى دولت صفويه گرديد سلطان سليمان بن سلطان سليم قيصر روم بنفسه بدان جانب لشگر كشيد و آنجا را از تصرف گماشتگان دولت صفويه منتزع گردانيد و شاه طهماسب بن شاه اسماعيل جبرا و قهرا از روميان استرداد كرد ، ميان سلاطين آل عثمان و پادشاهان صفوت نشان بر سر آن مكان مكرر جنگ و جدال افتاد و آخرالامر سلطان مراد رابع ابن سلطان سليم در عهد دولت شاه صفى بن صفى ميرزا ابن شاه عباس ماضى در حيطه تصرف درآورد تا حال كه سنهء هزار و دويست و سى و هفت هجريست جميع آن بلاد در تصرف گماشتگان آل عثمانست .
عشاير و قبايل آن بلاد طايفه اكرادند در شجاعت و مردانگى همه رستم
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص٩٩