تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
در جبلت داشت عقل و عفت و مهر و ادب را * جز خدايش كس نبد در هيچ وصف آموزگارى گفتمش روزى كه امروزم بود دردسر افزون * گفت گر باشد قبولت جان من باشد نثارى كى كند باور اگر گويم يكى از صد صفاتش * گرچه نايد هيچ وصفش در نگارش يا شمارى در چمن بس باد ناكامى دميد از چار جانب * نخل شادى را عجب نبود نماند ار برگ و بارى نقش خود بر ديدهء ما بست و داغ خويش بر دل * اين‌چنين ماند ز ياران بهر ياران يادگارى سال تاريخ وفاتش باشد اين بىبيش و بىكم * شد سوى جنت ز مينوى مهى زيبانگارى

نسب‌نامه اقطاب نامدار و پيران بزرگوار

كنون خواهم درود از حق دگر باز * بروح انبيا و اهل اعجاز درود اول بروح پاك آدم * كه باشد صفوة اللّه مكرم دگر نوح نبىاللّه و ديگر * خليل و حضرت ابراهيم آذر