تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعة آثار آقا محمد رضا القمشه اى حكيم صهبا ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
تا كرده زير بغل مىنهاد و كمتر بدوش مىافكند . امّا اواخر عمر اكثر عبا بر سر ، او را در راه مىديدند . قصائدى كه در نعت و منقبت ائمه أطهار « صلوات اللّه و سلامه عليهم أجمعين » مىسرود ، به مسجد گوهرشاد مىرفت و در كنار منارهء آن مسجد مقابل گنبد مطهّر درنگ مىكرد و آن گاه اشعار خود را با كمال خضوع و خشوع مىخواند و باز مىگشت . « 1 » صفا در زندگانى ، همسر اختيار نكرد و تمام عمر را مجرد زيست .
اى دهر بكر عجوز بر ما چه جلوه كنى * چل سال مىگذرد از عمر و ما غريبيم شه ملك عبد صفا در شهوتست و غضب * ما مالكيم و سوار بر شهوت و غضبيم
در روزگار به هيچ چيز اعتنا نداشت و بدانچه مردم زمانه شيفته و بىقرار آنند به چشم حقارت مىنگريست .
مرا ز فقر بدولت مخوان كه گاه ملوك * بر فقير به از كنج خانقاهى نيست فريب جاه نخواهيم خورد و غبطهء مال * گداى فقر ، مقيّد بمال و جاهى نيست
حكيم صفا در اواخر سال 1314 رنجور شد . پهلو بر بستر نهاد و بيمارى وى مدتى مديد امتداد يافت و هم پس از اين بيمارى بود كه به علت ناتوانى و ضعف بيش از پيش از مردم دورى جست و ديرى نگذشت كه حالت او را دگرگونه يافتند . و
هامش
( 1 ) - اين مسئله را استاد آشتيانى خيلى زيباتر از اينجا تقرير فرموده‌اند . ر . ك به شرح مقدمه شرح قيصرى بر فصوص الحكم ، ص 22 .