كن نظر تا چون فزونى دادهايم * بعض را بر بعض و ره بگشادهايم
آخرت از حيث رتبه اكبر است * هم با فزونى رتبت درخور است
127 - 129 - و هو البرق فى مقدّمة النّور و هى الاستقرار فى البحور و هى الفرق بعد الجمع فى الامور .
حال صوفى گاه باشد همچو برق * كه فروزد پيش او از سوى شرق
يا كه غوطهور شدن اندر بحار * غور كردن در ولاى كردگار
يا كه فرق بعد جمع اندر امور * بازگردد در مشاغل پرسرور
130 - عرفت ربّى بربّى ( فرمايش حضرت رسول اكرم ص )
من خدا را با خدا بشناختم * از خدا سوى خدا ره يافتم
گفت پيغمبر كه از حق مشتق است * هركجا بازار او با رونق است
131 - كلّما ميّزه تموه بأوهامكم فى أدقّ معانيه فهو مخلوق مثلكم و مردود اليكم ( حديث )
آنچه اندر وهم و پندار شماست * ور دقيق و حاصل انديشههاست
آن خدا نبود كه خلقى چون شماست * نيست حق از آنكه مردود از خداست