تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عرفان الحق ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
بل وجود ذهنى و خلق شماست * از شما چون جامه و دلق شماست حق ز وهم و از گمان بيرون بود * هرچه پندارى از آن افزون بود نز شما خارج نه داخل با شماست * هست با عالم كه عالم زو بپاست
132 -
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
( سوره يس ص آيه 82 )
نيست جز اين شان او بىگفتگو * چونكه خواهد آفريند چيزى او باشد آن بس چونكه گفت او را بباش * مىكند خلق آنچه را خواهد بجاش
133 - 134 -
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ
( سورهء ضحى آيه‌هاى 9 و 10 )
پس تو اما آن يتيمان را بقهر * مى مران از خود عطا كن حق و بهر باز اما آنكه او خواهنده است * ز احتياج و فقر خود شرمنده است هيچ از خود مى مكن محرومشان * هم نخواه آزرده و مغمومشان
135 -
وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى
( سورهء طه آيهء 7 )
مر بلند و فاش گر گوئى كلام * سرو اخفى را پس او داند تمام