گفت آن پروردگار ما سوى * مىبخوانيد از عبوديت مرا
تا اجابت من كنم گر مقتضيست * خارج از حكمت مران يعنى كه نيست
هر شود از طاعت من سركش او * زود آيد در جحيم آتش او
داخرين يعنى ذليل و خوار و پست * سركش اندر نار دوزخ وارد است
119 -
قالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَ هَبْ لِي مُلْكاً لا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِي إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
( سوره ص آيه 35 ) - استدعاى سليمان از پروردگار - .
خواست پس آمرزش از پروردگار * رب اغفر لي بگفت از اضطرار
ده مرا ملكى كه آن خود نى سزد * يك نفر را بعد من از خوب و بد
خود توئى بخشنده از تحقيق و راست * هرچه خواهى بدهى آن كو را سزاست
120 -
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ
( سوره مائده آيه 55 )
حق نمايد وصف آن كو در كمال * بر خلايق لايق است از ذو الجلال
غير از اين نبود كه اولى بر شما * بالتصرف حق بود در هر دو جا