اندر آن روزى كه باشند آشكار * يا برهنه خلق محشر بيشمار
يا كه اين باشد مراد از بارزون * كه عيان گردد سرائر از كمون
مىنماند بر خدا چيزى نهان * اندر آن روز از فعال بندگان
بندگان را يابد اين معنى ظهور * كه نبوده زو نهان هيچ از امور
گويد او امروز شاهى بهر كيست ؟ * جز ز حق واحد القهار نيست
47 - 48 -
إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ إِنَّهُ هُوَ يُبْدِئُ وَ يُعِيدُ
( سوره بروج آيه 12 و 13 )
هست پس بگرفتن ربت شديد * آن خدائى كوست يبدى و يعيد
49 - أنا الحىّ الّذى لا يموت .
گفت حق من زنده هستم لا يزال * ره ندارد مرگ بر من فى المثال
زندگى حق نباشد آن حيوة * كه شود آخر چو خلقان با ممات
فهم مطلب كن كه آنسان زندگى * نيست غير از شاهى و پايندگى