باب الشوق
قال اللّه تعالى :
مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ
« 1 » .
وجه استشهاد به آيهء كريمه آن است كه شوق حركت روح است در طلب لقا ، و رجاى لقا اقتضا مىكند اين حركت را ؛ پس گويا كه او گفته است به لسان اشارت :
« كسى كه شوق دارد لقاى خداى تعالى را . »
و به درستى كه فرمود در جواب شرط كه :
فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ
از جهت اشارت به سوى آنكه لقا نمىباشد مگر به فنا ، و او امرى است ضرورى از براى هر ممكنى ؛ پس لا بدّ است آنكه واقع شود لقا از براى مشتاق به فناى او از نفس خود ، و او موت حقيقى است .
[ معناه ]
الشوق هبوب القلب إلى غائب ؛ و في مذهب هذه الطائفة علّة الشوق عظيمة ، فإنّ الشوق إنّما يكون إلى غائب ، و مذهب هذه الطائفة إنّما قام على المشاهدة ، و لهذه العلّة لم ينطق القرآن باسمه .
« هبوب قلب » ارتياح و حركت روحانيهء اوست در طلب به سوى غايبى .
و به درستى كه مىباشد « علّت شوق در مذهب اين طايفه عظيم . » زيرا كه بناى مذهب ايشان بر آن است كه خداى تعالى بر همه چيز شهيد و حاضر است ، غايب نمىشود از چيزى اصلا ؛ و بدايت امر ايشان فناى در افعال است ، پس در صفات ، و منتهى مىشود به فناى در ذات ؛ و فنا مستلزم مشاهده است . چرا كه فناى افعال مستلزم تجلّى
فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ
« 2 » است و او شهود حقّتعالى است در صفت فعّاليت ؛ پس اوّل دين ايشان و مبدأ امر ايشان قائم است بر مشاهده ؛ پس شوق خالى نيست .
هامش
( 1 ) . عنكبوت / 5 .
( 2 ) . بروج / 16 .