باب الحكمة
قال اللّه تعالى :
يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 1 » .
[ معناها ]
الحكمة اسم لإحكام وضع الشيء في موضعه .
« احكام وضع شىء در موضعش » عبارت است از اتقان و استوار كردن علم به حقايق اشيا و احوال و خواصّ و اوصاف ظاهره و باطنه ، و مصالح و مفاسد اشيا ، و معرفت ارتباط مسبّبات به اسبابش ، و تعليق هر حالى از آن به اوقاتش كه تقدير كرده شده است در آن و مقرون شده است به آن ، و « 2 » اتقان صنعت به تطبيق نمودن صنعت است بر علم به آن صنعت .
پس به درستى كه اتقان صنعت - به وضع هر شىء در موضعش بر ما ينبغى - نمىباشد مگر به اتقان علم به چيزى كه مذكور شد ؛ پس اشارت كرد به لفظ « احكام » به سوى علم . زيرا كه ممكن نيست احكام صنعت بدون علم ، و شكّى نيست آنكه عمل مستند به اين علم خير كثير است .
و هي على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : أن تعطي كلّ شيء حقّه
، و لا تعدّيه حدّه ، و لا تعجّله وقته .
« اعطاى هر شىء حقّ او را » به اين طريق است كه بشناسى حقوق اشيا را كلّش ، و آن حقوق چيزى است كه خلق كرده است خداى تعالى هر چيزى را براى او ،
هامش
( 1 ) . بقره / 269 .
( 2 ) . اصل : - و مقرون شده است به آن و .