باشد از براى ابرار ؛ يعنى صلحاى بررهء اتقيا ، از نفوس زاكيهء نقيّهء از تناول محرّمات و ارتكاب شهوات و تعاطى شبهات و تقيّهء از معاصى و سيّئات .
( و ) « بماء الرياضة » متعلّق است به « ينبت » . يعنى مىرويد به آب رياضت خالصهء لوجه اللّه از اغراض و اعواض و طلب جاه و كرامت و شوب ريا و رعونت و جميع آفات نفس و عمل .
« و ظاهر مىشود در انفاس صادقه » يعنى در اوقات روح و ساعات صفا و ذوق ، و احيان نفحات الهيه و مواهب رحمانيهاى كه بوده باشد حقهء مخبره از تجلّى حقّانى يا بارقى قدسى يا نازلى ربّانى غير مشوب به امر وهمى يا نازع « 1 » و آرزويى شيطانى .
« از براى اهل همّت عاليه » كه متعلّق نمىشود مگر به حقّ ، و التفات نمىكند به ما سواى او از طيّبات دنيا و آخرت ، و دوست نمىدارد مگر آن طيّبات را . « 2 »
« در احايين خاليه » يعنى در ازمنهء خلوات و اوقاتى كه نمىگنجد ايشان را در آن اوقات غير حقّتعالى ، و اين اوقات صافىترين اوقات ايشان است ، چنان كه اشارت كرده است به او پيغمبر عليه السّلام كه : « لي مع اللّه وقت لا يسعني فيه ملك مقرّب و لا نبيّ مرسل . » « 3 »
و جائز است آنكه بوده باشد « در احانين حاليه » به « حاء » مهمله ؛ يعنى احيان مزيّنه به اعمال صالحه و اوراد مقرّبه و حضور و مراقبه .
« از براى اسماع صاحيه » يعنى اسماع قلوبى كه هشيار شده باشند از سكر غفلت و جهل ، به سبب تجرّد از ملابس نفس و حسّ ، و صاف شده باشند از سماع كلام غير در مقام سرّ ؛ پس تلقّى نمىكند علم و معرفت را مگر از حقّ ، از براى اتّحاد عقل و سمع و بصر در آنجا ؛ پس نمىشنود مگر از حقّ به كلّيتش .
هامش
( 1 ) . ك : نازغ .
( 2 ) . ك : و لا تحبّ إلّا موليها .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 82 ، ص 243 بدون « فيه » .