باب الرضاء
قال اللّه تعالى :
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً .
« 1 »
لم يدع في هذه الآية للمتسخّط إليه سبيلا ، و شرط للقاصد الدخول في الرضاء .
يعنى : امر كرد « نفس » را به « رجوع » و قيد كرد « رجوع » را به « رضا » ؛ پس مىباشد رجوع مشروط به رضا ، و معلّق به شرط معدوم مىشود نزد عدم شرط ؛ پس گويا كه گفته است : « سبيلى نيست از براى تو به سوى رجوع به پروردگار خود مگر به رضا . » پس در اين هنگام سبيلى نيست از براى متسخّط به رجوع به سوى او ؛ و دخول در رضا شرط است از براى قاصد به رجوع به سوى او .
[ معناه ]
و الرضاء اسم للوقوف الصادق حيث ما وقف العبد - لا يلتمس « 2 » متقدّما و لا متأخّرا ، و لا يستزيد مزيدا ، و لا يستبدل حالا ؛ و هو من أوائل مسالك أهل الخصوص و أشقّها على العامّة .
و مراد به « وقوف صادق » وقوف است با مراد خداى تعالى به حيثيتى كه مخالجه نكند او را ارادهاى از او ، و معارضه نكند او را داعيهاى و اختيارى ، و نزديك نيايد او را تردّدى ؛ و اوست مقام مطلوب از براى ابو يزيد - قدّس اللّه روحه - جايى كه گفته شد از براى او كه : « چه اراده مىكنى ؟ » پس فرمود كه : « اراده مىكنم آنكه اراده نكنم . » « 3 »
هامش
( 1 ) . فجر / 28 .
( 2 ) . اصل : يلتمس .
( 3 ) . الفتوحات المكّية ، ج 2 ، ص 19 و با اندكى تفاوت به شكل : « أردت ألّا يكون لي في اختياره اختيار » در طبقات الصوفية ، ص 105 .