شرعى ، و خلل نرساند به چيزى از آداب و سنن و هيئات او ؛ پس به درستى كه هرگاه رعايت كرده شود در او اين امور را ، صاف مىگرداند و نورانى مىكند آن طاعت دل را به حضور مع اللّه ، و مىاندازد خداى تعالى در او نور عصمت را به دوام مرابطه ؛ پس برمىگردد محفوظ و معصوم از معاصى .
و نيز پس به درستى كه صابر بر طاعت مىباشد دل او با خداى تعالى متلقّى از براى الهام ، و صابر از معصيت مىباشد نفس او جذبكننده به سوى معصيت و نزاعكننده با معصيت و مشغولشونده به وساوس ، پس كجاست اين از آن .
و الدرجة الثالثة : الصبر في البلاء بملاحظة حسن الجزاء
، و انتظار روح الفرج ، و تهوين البليّة بعدّ أيادي المنن ، و تذكّر سو الف النعم .
ملاحظه كردن حسن جزا و مطالعه كردن چيزى كه وارد شده است در قرآن مجيد از حسن ثواب صابرين و كرامت ايشان نزد خداى تعالى و ثناى بر ايشان ، سبك مىگرداند بر نفس مشقّت صبر را ، و قوّى مىگرداند دل را .
و « انتظار آسايش رستگارى و شادى » به صبر عبادت ديگر است .
و « عدّ ايادى منن » و سوابق او را و تذكّر مبادى نعم و سو الف او ، آسان مىگرداند بر نفس شدايد صبر و بلا را .
روايت شده است كه گفته شد از براى ايّوب عليه السّلام كه : « دعا كن به خداى تعالى تا بردارد و كشف كند از تو بلا را » . پس گفت : « چند است ايّام فراخى معيشت و صحّت ؟ آيا او بيشتر است از ايّام بلا ؟ » گفته شد : « بلكه ايّام فراخى معيشت و صحّت » . فرمود كه : « استحيا مىكنم از خداى تعالى آنكه شكوه كنم به سوى او » و شكر نكرده باشم اين را ، « 1 » پس بتحقيق كه آسان گردانيده است بر نفس او تذكّر كثرت
هامش
( 1 ) . اين عبارت ترجمهء جملهء « و لمّا شكرت تلك » است كه در متن عربى شرح منازل السائرين نيز به كار رفته است .