و « 1 » معنى قولش كه « حيث ما وقف العبد » [ اين است كه ] در هر حالى و هر مقامى كه بدارد و اقامت كند او را خداى تعالى ، اختيار نكند او حالى را بر حالى و مقامى را بر مقامى ، از براى انسلاخ او از اختيار خودش .
و « التماس نكند متقدّمى را و نه متأخّرى را » يعنى طلب نكند تقدّم را در سلوك خود بر چيزى كه واقف است در او و نه تأخّر از او را .
و « لا يستزيد مزيدا » يعنى « 2 » و طلب نكند زيادتى رتبهاى بر آنچه او در اوست .
و « لا يستبدل حالا » يعنى « 3 » و طلب نكند آنكه تبديل كند حالى را به حالى ؛ چرا كه كلّ اينها اختيار است ، و بتحقيق كه او واگذاشته است اختيار خودش را به اختيار حقّ .
و به درستى كه مىباشد « رضا » از اوايل مسالك اهل خصوص . چرا كه سلوك ايشان در فناى در توحيد است به ذوات و انّيات خودشان ، و « رضا » فناى اراده است در ارادهء حقّتعالى ، و « 4 » فناى صفت قبل از فناى ذات است .
و به درستى كه هست « رضا » اشقّ مسالك بر عامّه . چرا كه فناى اراده نمىباشد مگر به ترك حظوظ ، و او بر عامّه در غايت مشقّت و نهايت عسرت است .
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : رضاء العامّة
؛ و هو الرضاء باللّه ربّا بسخط عبادة ما دونه ؛ و هذا قطب رحى الإسلام ؛ و هو يطهّر من الشرك الأكبر .
يعنى : او آن است كه راضى نشود مگر به ربوبيت خداى تعالى ، و اتّخاذ نكند ربّى سواى او ، و راضى نشود مگر به عبادت خداى تعالى ، و خشمناك شود به عبادت غير او .
هامش
( 1 ) . اصل : - و .
( 2 ) . اصل : - و « لا يستزيد مزيدا » يعنى .
( 3 ) . اصل : - و « لا يستبدل حالا » يعنى .
( 4 ) . اصل : - و .