جزاى آن كلمات را چنانچه پيش از اين به جزاى دوچند رسيده بود .
[ 886 ]
هكذا تَعرج و تَنزِل دائما * ذا فلا زلتَ « 1 » عليه قائما
همچنين بالا مىروند و فرود مىآيند آن كلمات هميشه ، پس هميشه بر اين آمدورفت آن كلمات قائم و دائم خواهند ماند .
[ 887 ]
پارسى گوييم : يعنى اين كَشش * ز ان طرف آيد كه آمد اين چَشش
يعنى : اين كشش سخن و گفتوگوى ما از طرفى است كه از آن طرف چاشنى گفتوگوى يافتهايم كه به ياد آن چاشنى و ذوق سخن و كلمات از زبان ما برمىآيد كه « من عرف اللّه طال لسانه » 9 كنايت « 2 » از آن چاشنى و ذوق است « 3 » .
باز ترجيح نهادن شير جهد را بر توكّل و فوائد جهد را بيان كردن 10
[ 973 ]
حيلههاشان جمله حال آمد لطيف * كلّ شىءٍ من ظريفٍ هو ظريف 11
مراد از « حيله » رعايت اسباب است .
يعنى : رعايت اسباب انبيا و اوليا جملهء آن رعايت اسباب لطيف و ظريف آمد كه آن رعايت اسباب محض براى حفظ دين بود كه آن اسباب براى سدّ رمق و قوت روزه بود ، چنانچه نگاه داشتن حضرت بلال پرچههاى نان را در وقت نهضت نمودن سرور كائنات به سوى جنگ و مانند نگاه داشتن اصحاب كهف اوراق زر را وقت رحلت نمودن به سوى غار . پس اين قسم رعايت اسباب كه محض براى حفظ دين بود و مدّت قليل را وافى باشد ، منافى توكّل نيست و آنكه در اين زمان جمع مال كنند و « 4 » به خسّت و ركاكت
هامش
( 1 ) . ش : زالت .
( 2 ) . س : + است .
( 3 ) . س : - است .
( 4 ) . س : كه .