نيست ، پس در متكلّم و قائل يگانگى چگونه تواند بود ؟ ! اين قسم اتّحاد نانديشد « 1 » مگر احول و مجنون .
اينهمه آغاز ما « 2 » آخر يكيست * هركه او دو بيند احْولمردكيست
مقولهء مولوى است كه آغاز مثنوى ما و انجام او يكى است . هركه مثنوى را دو بيند ، احول مردكى است .
در بيان آنكه اين اختلاف در صورت و روش است ، نه در حقيقت راه
[ 500 ]
او ز يكرنگىّ عيسى بو نداشت * و ز مزاج خُمّ عيسى خو نداشت 6
[ 501 ]
جامهء صد رنگ ز ان خُمّ صفا * ساده و يكرنگ گشتى چون ضيا
يعنى : آن وزير از يكرنگى سبيل وصول حق خبر نداشت كه تخم
لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ
« 3 » در سينهء خود نگاشت . اگر از يكرنگى طرق موسى و عيسى خبر داشتى ، تخم دويى در دل نكاشتى كه خم وحدت
/ A 5 /
عيسى اگرچه از روى ظاهر متلوّن است ، امّا از روى حقيقت ساده و يكرنگ است كه از آن خم پرچهء اعتقاد او كه صد رنگ است ، ساده و يكرنگ برمىآيد .
برجستن آتش چهل گز بالا و صف شدن و جهودان را در ميان گرفتن 7
[ 879 ]
آبها در حوض گر زندانى است * باد نَشْفش « 4 » مىكند كاركانى است
[ 880 ]
مىرهاند ، مىبَرَد « 5 » تا معدنش * اندكاندك تا ببينى « 6 » بُردنش
« نشف » « 7 » هلاكى .
هامش
( 1 ) . ش : نينديشد .
( 2 ) . ش : + و .
( 3 ) . س : الرسله ؛ ش : الرسل .
( 4 ) . ش : نسفش .
( 5 ) . س ، ش : مرو را .
( 6 ) . ش : نهبينى .
( 7 ) . ش : نسف .